Entomology in Just One Word

In this video, the Bug Chicks asked 75 entomologists -- including five Past Presidents of the ESA-- to describe the science of entomology in just one word. The footage was recorded at Entomology 2012, the 60th Annual Meeting of the Entomological Society of America, in Knoxville, TN.

Watch the video Here.


 


Entomology in One Word from Bug Chicks on Vimeo.

پايه هاي لرزان كشاورزي كشور

نويسنده: علي الوندي

در حالي كه هنوز مدت زيادي از واگذاري ساختمان شيشه اي وزارت جهادكشاورزي و تخريب باغ گياه شناسي نوشهر نمي گذرد، زمزمه هاي تخريب موسسه تحقيقات گياه پزشكي نشان مي دهد كشاورزي و به طور كلي محققان و متخصصان اين حوزه، واقعا در كشور مظلوم واقع شده اند.
    موسسه تحقيقات گياه پزشكي بيش از 70 سال است كه در باغي 15 هكتاري در ولنجك تهران فعاليت مي كند و چند سالي است كه همسايه سالن اجلاس سران شده و همين همجواري باعث شده تا به بهانه ساخت برجي براي اسكان مدعوين كنفرانس بين المللي غيرمتعهدها براي هميشه از منطقه حذف شود.
    تخريب اين مركز براي خيلي ها از جمله من و ديگر فارغ التحصيلان رشته هاي كشاورزي كه نيمي از آنچه در دوران تحصيل آموخته ايم را مديون رفت و آمدها به اين باغ هستيم، تاثر برانگيز است. اما از اين مهم تر استادان و محققاني هستند كه تلاش هاي آنها باعث شده تا اين موسسه از نظر علمي و فني به بزرگ ترين و مهم ترين موسسه گياه پزشكي خاورميانه تبديل شود. بيش از60آزمايشگاه تخصصي و مرجع، 11 واحد مجهز گلخانه اي و 25اتاق حرارت ثابت و اتاق رشد در اين موسسه فعال است. علاوه براين، موسسه گياه پزشكي، بزرگ ترين ذخاير ژنتيك و تنوع زيستي جهان اسلام و خاورميانه مشتمل بر گياهان، جانوران و حشرات است و نيز هرباريوم ها و مجموعه هاي زنده را در خود جاي داده است.
    مجموعه هاي غني و هرباريوم هاي استثنائي موجود در اين موسسه با شماره 26 در ميراث ملي ثبت شده و از نظر علمي و فني در جايگاهي قرار دارد كه به خاطر آن، ايران در كنوانسيون هاي بين المللي داراي 2 راي است به همين دليل هرگونه اقدامي كه باعث تخريب يا آسيب رسيدن به اين موسسه شود، جز دلسردي محققان و سرافكندگي كشور در جامعه علمي جهاني حاصلي ندارد.
    از سوي ديگر تخريب موسسه تحقيقات گياه پزشكي براي ساخت برج مسكوني مهمانان خارجي، حتي اگر باساخت و راه اندازي موسسه در مكان ديگري همراه باشد هم با اما واگرهاي زيادي روبه رو خواهد بود،چراكه اين جايگزيني حداقل به 10سال زمان و كار كارشناسي نياز داردو در واقع ساختماني كه براي اين موسسه بويژه براي ذخاير ژنتيك و تنوع زيستي درنظر گرفته مي شود، بايد از استانداردهاي خاصي برخوردار باشد و هر ساختماني را نمي توان به اين كار اختصاص داد.
    نكته ديگر اين كه انتقال موسسه به مكان ديگر حتي در بهترين شرايط هم باعث نابودي 30 درصد از نمونه هاي خشك مي شود، به همين دليل هيچ كشوري تن به چنين ريسكي نمي دهد بلكه به دليل اهميت ويژه ساختمان هايي از اين دست، تنها در موارد ضروري وبا وسواس وتوجهي خاص تعميرات يا حتي ترميم هاي جزئي در آنها انجام مي شود.
    همه اين موضوعات باعث شده تا محققان نامه هايي مشتمل بر توجيهات علمي و فني مبني بر حفظ موسسه در موقعيت كنوني به مسوولان اجرايي ارسال كنند. با آن كه انتظار مي رفت انتقادات صاحب نظران، مسوولان را در صرف نظر كردن از تخريب موسسه گياه پزشكي مجاب كرده باشد، اما شواهد نشان مي دهد اين اظهارات خللي در اراده مسوولان اجرايي ايجاد نكرده است.
    موسسه تحقيقات گياه پزشكي كشور در حالي تا چند وقت آينده تخريب خواهد شد كه در حال حاضر 350محقق تراز اول در اين موسسه مشغول فعاليت هستند و 50 درصد كل توليدات گياهي كشور وابسته به پايش هرروزه همين موسسه است.
    تخريب اين موسسه تحقيقاتي كه در واقع بايد گفت آخرين بازمانده باغ هاي وسيع تهران است و بسياري از نمونه هاي پرندگان تهران را تنها مي توان در اين منطقه پيدا كرد، به هر دليلي كه باشد به گفته كارشناسان نابودي حجم زيادي از محصولات كشاورزي را در پي خواهد داشت.
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3240 به تاريخ 10/7/90، صفحه 24 (صفحه آخر)

هركول حشرات


برگرفته از: Siencedaily

سوسك هركول با نام علمي Dynastes Herculesعنوان معروف ترين و بزرگ ترين سوسك هاي كرگدني دنياي حشرات را يدك مي كشد.
    اين سوسك متعلق به خانواده Scarabaeidae (سرگين غلتان ها) و بومي جنگل هاي باراني آمريكاي جنوبي و مركزي است. قد و قواره اين حشره در برخي نرهاي فوق العاده نادر تا طول 170 ميلي متر نيز مي رسد و بي هيچ ترديدي يك هركول واقعي در دنياي حشرات است.
    سوسك هركول را به نسبت اندازه اش قوي ترين جانور روي زمين نيز مي خوانند چون با شاخ هايش قادر به برداشتن باري تا 850 برابر وزن خود است. البته اندازه بزرگ سوسك هركول با احتساب شاخ طويلش است كه آن را بالاتر از شش گونه همجنس خودش قرار داده و براي كسب عنوان بزرگ ترين سوسك دنيا نيز تنها دو گونه رقيب از خانواده سوسك هاي شاخك دراز را با 175 و 180 ميلي متر جلوتر از خود مي بيند. اما اگر به سوسك هاي هركول بدون در نظر گرفتن شاخ هايشان نگاهي بيندازيم، شاهد سقوط آنها به رتبه هاي پايين تر رده بندي در اندازه طول خواهيم بود و آنجاست كه حتي ماده ها را بزرگ تر از نرها خواهيم يافت.
    ولي واقعيت اين است كه سوسك سرگين غلتان بيشتر از هر چيز به واسطه همين شاخ هاي قفسه سينه اي و جمجمه ايش مورد توجه قرار گرفته است. شاخ هايي كه مي توانند درازتر از پيكر خود سوسك نيز طويل تر شده و به اصلي ترين عضو بدن اين حشره تبديل شوند، اين شاخ بزرگ و پراهميت در سوسك هركول عمدتا براي مصاف با ساير نرها مورد استفاده قرار مي گيرد و به حشره، ظاهري پرهيبت مي دهد كه انسان را به ياد جنگجويان افسانه اي مي اندازد.
    تاكتيك جنگي هركول نيز شامل 3 مرحله گرفتن دشمن با شاخ ها، به هوا بلند كردن و سپس كوبيدن بر زمين براي شكستن سر دشمن است. سوسك هاي هركول نر و ماده، ظاهر كاملامتفاوتي دارند، به طوري كه ماده ها عموما جثه بزرگ تر، ولي قد كوتاه تري دارند و فاقد شاخ معروف هستند. ولي نرها كوچك تر، اما قد بلندتر و رشيدتر بوده و شاخ افسانه اي بسيار زيبايي دارند. لاروهاي اين حشره بيشتر عمرشان را صرف تونل زدن ميان چوب هاي در حال فساد مي كنند كه منبع غذايي اصلي آنها محسوب مي شود.
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 3200 به تاريخ 20/5/90، صفحه 12 (دانش)

"ر" مثل "رجبی"

مطلب زیر از وب سایت پرنیان (دکتر کامبیز مینایی) ذکر می شود:

حدود 15 سال پیش و برای اولین بار در مصاحبه بورسیه­های وزارت کشاورزی دیدمش؛ پر انرژی و بی قرار! بعد آشنایی با کتاب­ها و البته خودش! به "ترجمه خوانی" عادت کرده بودیم؛ به عبارت دیگر ترجمه­ی مطالب خارجی (چه به عنوان کتابهای تالیفی و چه به عنوان ترجمه)!

او این عادت را بر هم زد. روش تدریس دروس مربوط به آفات در دانشگاه­ها واقعاً کسل کننده بود (و هست؟) اما رجبی در سه جلد کتاب مربوط به "حشرات زیان آور درختان میوه سردسیری ایران" ماهیت اکولوژیک آفات را نشان داد. او در این مجموعه ثابت کرد که می­شود بر اساس پژوهش­های بومی نیز کتاب نوشت و لازم نیست فقط از نمودارهای دست چندم منابع خارجی استفاده کرد. کتاب بی نظیر "اکولوژی سن­های زیان آور گندم و جو در ایران" که در سال 1379 به چاپ رسید سرشار از اطلاعات مهم و کاربردی در مورد سن­های غلات و به ویژه سن گندم به عنوان آفت درجه یک این محصول استراتژیک است. کتاب، داستان گونه است و به سختی می­توان وقتی خواندنش را شروع کنید آنرا کنار بگذارید. ناگفته پیداست مطالب کتاب، حاصل مرارت­هایی است که غلامرضا رجبی برای چرائی بسیاری از سئوالات اساسی کشیده است. سفرهای متعدد به بسیاری از نقاط کشور و از جمله دشت و کوههای ورامین نمونه­ای از این مصائب است. او هوشمندانه فرضیه­هایی را مطرح و سپس با طراحی آزمایش­هایی تلاش دارد فرضیه­ها را رد یا قبول کند. رهیافت علمی رجبی ویژه خودش است و شخصاً به این رهیافت هوشمندانه حسادت می­کنم! اگر بخواهیم برچسپ تخصصی به او بچسپانیم، ناگزیر، اکولوژیست است اما مگر می­شود از تسلط ستودنی­اش در شناسایی سن­ها، سخت بالپوشان و بسیاری دیگر از گروه­های حشرات چشم پوشید. به علاوه او یک هنرمند نیز بود. کافی است به شکل­هایی که با امضای خودش در کتاب­هایش وجود دارد نگاه کنید!

غلامرضا رجبی در کتاب "اکولوژی حشرات" نشان داد تا چه اندازه به ریاضی و آمار مسلط است و چگونه مدل­ها را به خوبی می­شناسد. در این کتاب خواننده متوجه می­شود که کارهای مربوط به سن گندم تنها بخشی از فعالیت­های وی بوده است و جنبه­های بیشتری از دانش رجبی در مورد حشرات ایران نمایان می­شود.

آخرین کتاب دکتر رجبی (تا جایی که اینجانب اطلاع دارم)، "مهار بنیادی سن گندم" است که در سال 1386 چاپ شده است. در این کتاب علل طغیان­های دوره­ای سن گندم به صورت جامع و البته هوشمندانه بررسی شده است. رجبی در این کتاب به صورت دانشمندی جستجوگر و کنجکاو ظاهر می­شود.

اوایل سال 1389 در مورد پایان نامه کارشناسی ارشد یکی از دانشجویان تلفنی با غلامرضا رجبی صحبت کردم. همان آدمی بود که برای اولین بار دیده بودم! پرشور و پر انرژی! بدون شک حافظه جامعه گیاهپزشکی ایران، اسطوره­ای به نام غلامرضا رجبی را فراموش نخواهد کرد. صحبت در مورد این مرد بزرگ زیاد است و البته دشوار. احتمالاً سه ویژگی مهم او را از اغلب همسالان خود متمایز کرده است: تکیه بر جمع­آوری دانش بومی، حس کنجکاوی کودکانه­ای که در سنین بالا نیز با خود داشت و توان و انرژی بالای ذاتی.

در این نوشته به عمد نخواستم رجبی را "دکتر"، "استاد"، "پروفسور"، "زنده­یاد" و ... بنامم، او فراتر از این القاب است. همچنانکه روی جلد کتاب­هایش "غلامرضا رجبی" است، بی کم و کاست! به زعم اینجانب او در کنار استاد بزرگی همچون "مرتضی اسماعیلی" از سرمایه­های جبران ناپذیر جامعه علمی کشور بزرگ ایران به شمار می­روند. به سختی می­شود از حشره­شناسی ایران سخن گفت و نام این دو بزرگ را نیاورد. آنان عاشقانه به دانش کشور خدمت کردند بی­آنکه آنچنانکه باید در زمان حیات­شان از آنان تقدیر شود.

از خداوند متعال، آرامش ابدی برای روح بلند دکتر رجبی آرزومندم.

آزمون دکترا و تصمیم وزارت علوم در نیمه متمرکز کردن آن

دکتر کامبیز مینایی

مقدمه

با نگاهی به نشریات و سایت های اینترنتی درون کشور، درمی یابیم که مطالب بسیار اندکی درباره تحصیلات تکمیلی و به ویژه تحصیل در دوره دکترا وجود دارد. در واقع خبرهای مربوط به این دوره، به اطلاعیه های پذیرش دانشجو، افزایش ظرفیت و مواردی از این دست محدود می شود.

در ماه های اخیر نیز بحث چگونگی آزمون دوره دکترا در دانشگاه های کشور توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به این گونه خبرها افزوده شده است؛ البته با توجه به اینکه در هر جامعه ای شمار بسیار اندکی از افراد به تحصیل در این دوره می پردازند، بخشی از این عدم اطلاع رسانی طبیعی است. با وجود این، انتظار می رود با توجه به اینکه افراد فارغ التحصیل این دوره ها، جایگاه های مهمی از کشور را در آینده ای نزدیک در دست خواهند گرفت، اطلاعات بیشتری در سطح عموم در دسترس باشد، چرا که نبود اطلاعات کافی و کارشناسانه در این زمینه، ممکن است منجر به تصمیم گیری های شتابزده از سوی عده ای معدود شود!

تا سال گذشته، آزمون دوره دکترا بر خلاف دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد به صورت متمرکز توسط دانشگاه های واجد شراط برگزار می شد؛ اما بنا بر آیین نامه جدید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، از این پس، آزمون دوره دکترا نیمه متمرکز برگزار خواهد شد و بر پایه این آیین نامه، نخست داوطلبان با یک آزمون (با نام آزمون عمومی) توسط سازمان سنجش ارزیابی و داوطلبان دارای شرایط، چند برابر بر پایه ۸۰ درصد آزمون عمومی و ۲۰ درصد معدل تراز شده کارشناسی و کارشناسی ارشد به دانشگاه ها معرفی می شوند و دانشگاه ها با توجه به سوابق آموزشی، علمی، پژوهشی و فناوری دانشجو نمره ای منظور خواهند کرد و در پایان، سازمان سنجش آموزش کشور بر پایه مجموع نمرات، گزینش نهایی را انجام خواهد داد.

در ماده ۲ آیین نامه جدید، هفت هدف برای چنین آزمونی آمده است: عدالت آموزشی، سنجش علمی داوطلبان، ایجاد وحدت رویه و هماهنگی دانشگاه با سیاست های وزارت علوم در پذیرش دانشجو، کمک به دانشگاه برای پذیرش دانشجویان مستعد دوره دکترا، کمک به موسسات و وزارتخانه ها برای ارزشیابی متقاضیان استخدام، کاهش هزینه اجرای آزمون های موازی و جلوگیری از اتلاف منابع، جلوگیری از شرکت متعدد داوطلب در آزمون های گوناگون، حال آن که پیشتر از آن، مهمترین دلایل تغییر روش آزمون (چهار دلیل) نیز از زبان معاون آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، آقای دکتر حسین نادری بیان شده است (همشهری آنلاین، بیست و سه شهریور هشتاد و نه).

یکی از دلایل به افزایش شمار داوطلبان این دوره مربوط می شود که در مقدمه آیین نامه آزمون های نیمه متمرکز ورودی دوره دکترا نیز بر آن تأکید شده است، ولی بقیه به نظر خواهی هایی مربوط می شود که ظاهراً از دانشجویان گرفته شده است. دلایلی که بر پایه نظرخواهی از دانشجویان گفته شده است، عبارتند از: نداشتن فرصت برای شرکت در آزمون های گوناگون دانشگاه ها، طراحی نامناسب و استاندارد نبودن رسش ها، برقرار نبودن عدالت در آزمون و در نتیجه نپذیرفتن داوطلبین در دانشگاه های غیر از محل تحصیل.

در این نوشته با توجه به آیین نامه آزمون های نیمه متمرکز ورودی دوره دکترا و همچنین سخنان معاون آموزشی وزارت علوم، به بررسی اهداف و دلایلی می پردازیم که منجر به نیمه متمرکز کردن آزمون دکترا شده و تلاش می شود به این پرسش پاسخ داده شود که آیا با تغییرات جدید، مشکل آزمون دوره دکترا حل خواهد شد؛ افزون بر این، به برخی اشکالات ساختاری که در آیین نامه یاد شده، هست، اشاره خواهد شد.

لازم به یادآوری است که آیین نامه سه صفحه ای مورد بحث ـ که در تاریخ نهم آبان ماه سال جاری به امضای وزیر علوم تحقیقات فناوری رسیده است ـ در سایت رسمی وزارت علوم تحقیقات و فناوری به آدرس «http://www.msrt.ir/sites/Edu/default.aspx» موجود است.
در این باره باید گفت که این آیین نامه، تا دو سال آزمایشی اجرا خواهد شد و سپس مورد ارزیابی دوباره قرار خواهد گرفت.

ادامه نوشته

دانشجویان کارشناسی ارشد بخوانند!

امروز با وبلاگ پرنیان آشنا شدم. وبلاگی که توسط دوست خوبم دکتر کامبیز مینایی نگاشته می شود. البته ایشان در حال حاضر جهت انجام دوره ای تحقیقاتی در آلمان هستند. دیدار از این وبلاگ را به علاقه مندان توصیه می کنم و برای کامبیز عزیز آرزوی موفقیت و سلامتی.

مطلب زیر نیز از وبلاگ ایشان انتخاب شده است:

هر ساله تعداد زیادی از دانشجویان علاقه مند و معمولا درس خوان، دوره کارشناسی ارشد خود را در دانشگاههای ایران آغاز می کنند. اکنون که در آستانه بازگشایی دانشگاههای کشور هستیم، مایلم ضمن تبریک به این دسته از دانشجویان، چند توصیه خدمت آنان عرض کنم.

1. نیمسال اول تحصیلی علاقه مندی، ادب، صبوری و توانایی های خود را به محیط جدیدتان از جمله اساتید بشناسانید. حضور منظم  در کلاس های درس، انجام به هنگام تکالیف درسی، شرکت فعال در آزمایشگاهها، شرکت هوشمندانه در بحثهای کلاس از جمله کارهای ابتدایی اما مهم خواهد بود. منظور از شرکت هوشمندانه در بحث، بیان اطلاعات و نظراتتان است به حدی که لازم است. هرگز از اینکه شما و استاد تنها افرادی هستند که به مباحثه پرداخته اید خوشحال نشوید!

شما باید توجه داشته باشید بنا به ماهیت دوره کارشناسی ارشد رفتار تان نسبت به دوره کارشناسی بیشتر زیر ذره بین اساتید و کارمندان گروه یا بخشی است که آنجا مشغولید. بنابراین با احترام به حقوق همه اطرافیان، محیط دوستانه ای در اطراف خود پدید آورید.

2. در نیمسال اول تحصیلی، در صورت امکان، از انتخاب استاد راهنما و موضوع پایان نامه خودداری کنید!

برای شناخت علاقه مندی های خود و شناخت اساتید به خود فرصت دهید و تنها بر اساس توصیه های دیگران در این زمینه عمل نکنید. "موضوع پایان نامه بد"، "موضوع پایان نامه خوب"، "استاد خوب"، "استاد بد" معمولا عبارات غلط اندازی هستند. همکاری یک استاد و دانشجو بنا به صدها دلیل ممکن است همراه با موفقیت نباشد (باشد) اما این مسئله دلیل خوبی نیست تا استاد یاد شده را برای راهنمایی انتخاب نکنید (کنید)! 

3. هیچگاه به جملات منفی و نا امید کننده ای که از زبان همکلاسی هایتان، دانشجویان ورودی قبل از شما یا به ندرت اساتید بیان می شود توجه نکنید!

شخصاً برایم جالب نیست بدانم چه انگیزه ای موجب می شود تا عده ای به نشر نومیدی دست بزنند اما این شما هستید که باید تحت تاثیر قرار نگیرید. بیایید بدترین حالت را در نظر بگیریم: هر آنچه آنان می گویند راست است!! نتیجه پذیرفتن این "راست های نومید کننده" چیست؟!

شگفت آنکه این صحبت ها معمولاً از طرف کسانی گفته می شود که خودشان مشغول فعالیت در همان زمینه نا امید کننده هستند!

4. فعلاً کمی زود است به یافتن شغل مربوط به رشته یا ادامه تحصیل در دوره دکتری فکر کنید اما اگر مایل به رسیدن به هر دوی آنان هستید به جای مشغول کردن ذهن خود روی دوره کارشناسی ارشدتان تمرکز کنید. 

فرارسیدن نوروز و سال جدید مبارک

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

با آرزوی سالی سرشار از سلامتی ، موفقیت و کامیابی برای شما و خانواده محترم

شهرام حسامی

 

دانلود آرشیو کامل National Geographic از سال 1888

از سایت زیر می توانید آرشیو کامل مجله National Geographic یکی از مشهورترین مجلات علمی جهان را دریافت کنید. آرشیو مجله از سال 1888 تا 2008 در حجم 55 گیگابایت جمع آوری شده است.

برای دانلود باید ابتدا در سایت عضو شوید و سپس دانلود کنید.

در ضمن اگر کسی دانلود کرد به ما هم خبر بده!!!

لینک دانلود

اسکندری با هیاهو آمد، در سکوت می‌رود

خداحافظی آقای خودکفایی

اقتصاد > کشاورزی  - اسکندری از گندم برای سال اول شروع کرد. بعد به سراغ جو در سال دوم رفت. وعده خودکفایی در برنج را برای سال سوم حتمی دانست.

کامران ملک پور: کشاورزی ایران تا چند روز دیگر با پر حاشیه‌ترین وزیرش خدا‌حافظی می‌کند. مردی که با وعده‌های بسیار آمد اما دست خالی این وزارتخانه را ترک می‌کند.

همه چیز از همان جلسه اول مطبوعاتی چهار سال پیش شروع شد. نشستی خبری که آن روزدهها خبرنگار جوان را ذوق زده از طبقه بیستم ساختمان شیشه‌ای وزارتخانه راهی روزنامه‌ها کرد والبته از فردایش علامت تعجب کارشناسان خبره این حوزه را بر انگیخت. آن روز وزیر تازه از راه رسیده در پوست خود نمی‌گنجید. آنقدر خوشحال و سر حال بود که حتی فکر نکرد اعلام شماره شخصی‌اش در پشت صفحه تلویزیون اشتباهی بزرگ است. تلفن همراهی که علیرغم وعده داده شده تنها چند ساعت روشن ماند. اما وعده‌های آن روز محدود به ارائه خط تماس مستقیم با وزیر نبود. اسکندری همان روز اعلام کرد که ایران را چهار ساله در چهار محصول استراتژیک خودکفا می‌کند.

او از گندم برای سال اول شروع کرد. بعد به سراغ جو در سال دوم رفت. وعده خودکفایی در برنج را برای سال سوم حتمی دانست و قول داد که در سال پایانی دولت نهم بی‌نیازی کشور از روغن را اجرایی کند. اما صحبت‌های طولانی آن روز وزیر جهادکشاورزی محدود به وعده‌های این مجری سابق طرح خودکفایی گندم نبود. او در همان گفتمان نخست آب پاکی را روی دست اسلاف خود ریخت. عملکرد قبلی‌ها را زیر سئوال برد و آنها را به اتلاف وقت وهزینه متهم کرد. او حتی با دست اتاق‌های طبقه زیرین را نشان داد وگفت که تمامی مشاورانی را که فقط پول گرفته‌اند وطرح‌های بی‌مصرف نوشته‌اند به خانه می‌فرستد.

وزیری شبیه رئیس‌جمهور
در روزی که نشست دوم وزیر جدید برگزار شد اغلب معاونان، رؤسای سازمان‌ها ومدیران کل تعویض شده بود. از همان آغاز کار مشخص شد که وزیر جهاد کشاورزی علاقه زیادی دارد که مشابه رئیس دولت نهم مدیریت کند.
همانطور که محمود احمدی‌نژاد در آخرین روز کاری دولت نهم وزیر اطلاعات را برکنار کرد. وزیر جهاد کشاورزی هم تا آخرین روزهای کاری‌اش تغییرات در مدیران زیرمجموعه را ادامه داد. او در واپسین روز وزارت هم مدیر‌کل جهاد کشاورزی آذربایجان شرقی را جابه‌جا کرد تا نشان دهد که همه باید تا آخرین لحظه گوش به فرمان باشند. در واقع همانطور که عزل و نصب‌ها در دولت نهم با انتقادهای بسیاری مطرح بود در مجموعه‌ای کوچکتر یعنی وزارت جهاد کشاورزی همان روند برقرار بود. در چهار سال گذشته انتقادهای مشابهی نیز از وزیر جهاد می‌شد. او همچون رئیسش در دولت نهم چندان توجهی به این موضوع نداشت.

در این میان شاید اصلی‌ترین برکناری مربوط به معاون اقتصادی و برنامه‌ریزی بود. معاونی که در همان جلسه نخست مطبوعاتی اسکندری وی را به خبرنگاران معرفی کرد. او آن روز صادق خلیلیان را فردی دانشگاهی و برنامه‌ریز دانست که می‌تواند به وی کمک‌های زیادی بکند. خلیلیان هر چند سه‌سال‌و‌اندی در کنار وزیر بود اما یکباره معزول و یا شاید به قول برخی از دوستان آماده برای وزیر شدن شد. هرچند بسیاری براین عقیده‌اند که با حضور وی چندان تغییری در برنامه‌های آتی وزارتخانه رخ نمی‌دهد.

خودکفایی‌ها؛ سراب یا رویا
محمدرضا اسکندری امروز بر خلاف چهار سال قبل صحبت می‌کند. صحبت‌های او حتی با یک سال قبل هم فرق کرده است. وزیر جهاد کشاورزی هر چند در ابتدای کار وعده خود‌کفایی در چهار محصول اساسی را مطرح کرد اما خود نیز امروز معترف است که نتوانسته آن‌ها را محقق کند.

او گناه را به گردن مدیران پیش از خود می‌اندازد و می‌گوید که آنها آمارهای اشتباه جمع‌آوری کرده بودند و براساس همان اعداد و ارقام هم وی وعده‌های خود‌کفایی را اعلام کرده است. به هر حال آنچه امروز برهمگان آشکار است نه تنها عدم تحقق خودکفایی بلکه گرایش بیشتر کشور به واردات محصولات کشاورزی است. اکنون دیگر دیدن برنج هندی و پاکستانی در بازار‌های برنج رشت و آمل امری عادی به حساب می‌آید، در عوض شالیکاران در حال تغییر دادن کاربری مزارع خود هستند. آنها ترجیح می‌دهند تا زمین‌های خود را برای ویلا‌سازی به کار بیندازند.

گوشت منجمد برزیلی دیگر پای ثابت یخچال اغلب فروشگاههای مصرف کشور است. محموله‌هایی که حتی شرکت‌های مرتبط به وزارتخانه همچون زیرمجموعه صندوق بازنشستگی وزارت جهاد هم دست‌اندرکار واردات آن هستند.
دامداران هم دیگر آنقدر اعتراض کرده‌اند که خسته شده‌اند و بنابراین راه ساده‌تر یعنی گران کردن محصول خود را پیش گرفته‌اند.

مرغ وارداتی هم هر چند به نظر می‌رسد کیفیت تولید داخل را ندارد اما در عمل مشتریان خود را پیدا کرده است. تشکل‌های مرغداران در این میان هنوز امیدوارند تا این صنعت بزرگ را سرپا نگهدارند.
انبارهای شکر وارداتی هم به قول وزیر آنقدر ذخیره استراتژیک دارند که حتی با عدم تولید داخل یا حتی واردات بتوانند تا چند سال کام مردم کشور را شیرین کنند.

در مورد گندم هم واردات سال گذشته به رقمی بیش از 6 میلیون تن رسید. این حجم واردات در نوع خود یک رکورد طی چند سال اخیر به حساب می‌آید و نشان از فقدان برنامه‌ریزی کافی در زمینه تولید این محصول دارد.
در واقع خشکسالی موجب افت شدید تولید شده و این رخداد میزان نیاز کشور به واردات گندم را یکباره چندین برابر کرده.

شاید در همان روزهای اول که اسکندری مشاوران را از طبقه زیرین بیرون می‌راند فکر نمی‌کرد که تحقیق‌های آنها روزی می‌تواند گره‌گشا باشد.
خسارات ناشی از خشکسالی در دو سال گذشته آنقدر زیاد بودکه برای جبران آن تنها یکبار بیش از پنج میلیارد دلار پول به این حوزه تزریق شد.

خشکسالی در هر صورت آثار و عواقب خود را به جای می‌گذاشت اما در صورت پیش‌بینی و برنامه‌ریزی می‌شد تا حد زیادی مشکلات ناشی از آن را کاهش داد اما بیرون راندن همه مشاوران خبره صدمات خود را اینگونه بر جای گذاشت.

سرکوب منتقدان
در مورد نوع مواجهه وزیرکشاورزی با منتقدان هم می‌توان شباهت زیادی بین وی و رئیس دولت نهم پیدا کرد.

محمدرضا اسکندری همچون محمود احمدی‌نژاد در اغلب موارد سعی کرد تا منتقدان را متهم به رانت و رشوه کند.

او همچون رئیس خود در دولت در بسیاری موارد هم گناه گرانی کالا یا کمبود عرضه را به گردن همین منتقدان می‌انداخت. سر سخت‌ترین منتقد اسکندری وزیر اسبق و دوازده ساله کشاورزی بود. عیسی کلانتری در کسوت دبیر‌کل خانه کشاورز از همان روز نخست که این مدیر استانی زیر دست سابقش برنامه‌ها را اعلام کرد لب به انتقاد گشود.

در کنار وی بهزاد قره‌یاضی معاون قبلی وزارتخانه هم در صف اول انتقاد‌کنندگان قرار گرفتند. اسکندری هر بار که آنها طرح و برنامه یا فعالیتی در وزارتخانه را زیر سؤال می‌بردند در عوض کار را به پرونده‌های تخلفات این دو نفر می‌کشاند.
او بارها اعلام کرد که وزیر اسبق و معاون سابق چون به بازی گرفته نشده‌اند لب به انتقاد گشوده‌اند. اسکندری حتی یکبار هم انتقاد‌ها را وارد ندانست و حتی هر بار موضع شدیدتری نسبت به قبل گرفت. او آخرین بار قره‌یاضی را به صراحت فردی حقه‌باز دانست که از وی تقاضای شغل و مقام داشته اما چون او زیر بار این حرف‌ها نرفته بنابراین هر روز دست به تخریب می‌زند.

اسکندری رکورددار شکایت از رسانه‌ها در طول تاریخ این وزارتخانه است. او در عین حال رکورد دیگری هم به ثبت رسانده است.

تعداد شکایت‌های این چهار ساله وزارتخانه چند برابر مجموع شکایت‌های دهها سال گذشته است. هرچند این شکایت چندین بار به دلایل‌ مختلف همچون دستور رئیس‌جمهور صرف نظر شد اما در عمل موجب شد تعداد روزنامه‌نگاران منتقد این حوزه که در سال اول دهها نفر بود به کمتر از تعداد انگشتان یک دست در سال پایانی برسد. اسکندری در عین حال روش تقابل با این خبرنگاران را هم سرلوحه کار قرار داد. بایکوت خبری این افراد در کنار محروم کردن آنها در هر نشست خبری این مجموعه دولتی از جمله این اقدامها بوده است.

استیضاح و رأی اعتماد
مشکلات محمدرضا اسکندری تنها با منتقدان و خبرنگاران نبود، او حتی با نمایندگان مجلس هم مسئله داشت. یکبار زمانی که نمایندگان مجلس هفتم سؤالی از وی مطرح کردندوخواستار آن شدند که وزیر در صحن علنی پاسخ بگوید او آنقدر از کوره در رفت که لب به انتقاد گشود و گفت که این سؤالات غیرتخصصی فقط باعث گرفتن وقت وی می‌شود.

وزیر جهاد کشاورزی آنقدر همین گونه کار را پیش برد تا باعث شد که نامش به عنوان اولین وزیر کشاورزی که در تاریخ ایران استیضاح شد ثبت شود. اسکندری هر چند آن روز از مجلس دوباره رأی اعتماد گرفت اما در ادامه مدیریت خود چندین بار باز هم تا پای میز استیضاح پیش رفت. نامه استیضاح او در روزهای واپسین سال گذشته به هیأت‌رئیسه مجلس هشتم تقدیم شد اما با پا در میانی علی لاریجانی موضوع با گفت و گو رفع و رجوع شد. به هر حال استفاده از عملکرد وزیر همواره در بین اعضای کمیسیون کشاورزی مطرح بود.

پایان کار
محمد‌رضا اسکندری در روزهای پایانی خرداد ماه امسال خود را بازنشسته کرد. او خود بهتر از هر فردی می‌دانست که حتی در صورت تشکیل کابینه بعدی توسط محمود احمدی‌نژاد در آن حضور ندارد. بر همین اساس هم سه ماه قبل اعلام کرد که به دوران بازنشستگی رسیده است.

محمد‌رضا اسکندری که کار را از جهاد خوزستان آغاز کرده بود حالا در ساختمان وزارتخانه بلوار کشاورز به پایان می‌برد. هر چند همکاران و دوستان سابق وی همچون معاون امور وزارتخانه در امور دام قرار است هنوز به فعالیت دولتی خود ادامه دهند. اسکندری پیش از این چندین بار عنوان کرده که مایل است تا به عنوان یک مدیراجرایی به کار ادامه دهد.

شاید او پس از بازنشستگی دولتی به سراغ مدیریت در یکی از مجتمع‌های کشت و صنعت در خوزستان برود. شاید اینگونه تجربیات مدیریت چهارساله اسکندری بر سکان وزارت بتواند به کار آید. با رفتن وزیر فعلی، معاون دیروز سکان را در دست می‌گیرد. او هر چند سه سال با مدیران فعلی همکار بوده اما به نظر می‌رسد باز هم مدیران جدیدی برای ادامه کار برگزیند تا اینگونه فعالیت چهار ساله بعدی مثل دوره قبل نباشد.

سخنان خداوند متعال در قرآن کریم در مورد حشرات


قرآن به نوعی بازگوکنندة اهمیت علم حشره شناسی میباشد. سوره های نمل، نحل و عنکبوت به افتخار حشرات و خویشاوندان نزدیک آنها نامگذاری شده اند. از سوی دیگر، خداوند توجه انسان را به پروانه، پشه، ملخ، مگس و موریانه جلب نموده است:

[آنان حرکت کردند] تا به سرزمین مورچگان رسیدند؛ مورچه اى گفت: به لانه هاى خود بروید تا سلیمان و لشکرش شما را پایمال نکنند در حالى که نمى فهمند! ( سورة نمل، آیة 18).

و پرودگار تو به زنبور عسل وحی نمود که از کوه ها، درختان و ساخته های آدمی خانه هایی برگزین. پس از شیرة گل ها بخور و را ههایى که پروردگارت براى تو تعیین کرده است، را به راحتى بپیما. نوعی نوشیدنى با رنگ هاى مختلف از درون شکم آنها خارج مى شود که شفاى مردم در آن است؛ به یقین در این امر، نشانه روشنى برای اندیشمندان وجود دارد. (سورة نحل، آیه های 68 و 69).


مَثَل کسانى که غیر از خدا را اولیاى خود برگزیدند، مثل عنکبوت است که خانه اى براى خود انتخاب کرده؛ در حالى که سست ترین خانه ها، خانة عنکبوت است اگر مى دانستند! (سورة عنکبوت، آیة 41).


و تو چه مى دانى که حادثة کوبنده چیست؟ ! [آن حادثه همان روز قیامت است] روزى که مردم مانند پروانه هاى پراکنده خواهند بود. (سورة القارعه، آیه های 3 و 4).

خداوند از این که [به موجودات ظاهراً کوچکى مانند] پشه، و حتى کمتر از آن، مثال بزند، شرم نمیکند. آنان که ایمان آورده اند، میدانند که آن، حقیقتى است از طرف پروردگارشان؛ و اما آنها که راه کفر را پیموده اند، میگویند: منظور خداوند از این مَثَل چه بوده است؟! [آرى]، خدا جمع زیادى را با آن گمراه، و گروه بسیارى را هدایت مى کند؛ ولى تنها فاسقان را با آن گمراه مى سازد! (سورة بقره، آیة 26).

سپس طوفان و ملخ و آفت گیاهى و قورباغه ها و خون را [که] نشانه هایى از هم جدا بودند، بر آنها فرستادیم، [ولى باز بیدار نشدند] و تکبر ورزیدند، و جمعیت گنهکارى بودند! (سورة اعراف، آیة 133).

آنان در حالى که چشم هایشان از شدت وحشت به زیر افتاده، همچون ملخ هاى پراکنده از قبرها خارج مى شوند. (سورة قمر، آیة 7).

اى مردم! مثلى زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانى را که غیر از خدا مىخوانید، هرگز نمى توانند مگسى بیافرینند؛ هر چند براى این کار دست به دست هم دهند ! و هرگاه مگس چیزى از آنها برباید، نمى توانند آن را باز پس گیرند! هم این طلب کنندگان ناتوانند و هم آن مطلوبان. (سورة حج، آیة 73).

[با این همه جلال و شکوه سلیمان] هنگامى که مرگ را بر او مقرر داشتیم، کسى آنها را از مرگ وى آگاه نساخت مگر جنبندة زمین [= موریانه] که عصاى او را مى خورد [تا شکست و پیکر سلیمان فرو افتاد]. هنگامى که بر زمین افتاد، جنّیان فهمیدند که اگر از غیب آگاه بودند در عذاب خوارکننده باقى نمیماندند! (سورة سبأ، آیة 14).

کخ شناس

آقای سعید حیدری دانشجوی دکتری حشره شناسی دانشگاه تهران هستند. ایشان سمینار خود را با عنوان حشره نامه: حلقة گمشدة ادبيات انگليسي، حشره شناسي و فارسي ارائه نموده اند. متن سمینار ایشان از اینجا قابل دانلود است: http://www.geocities.com/heidari_2000/secondseminar.pdf و خواندن آن را به علاقه مندان توصیه می کنم. البته آقای حیدری از واژه کخ به جای حشره استفاده کرده اند ولی باید به ایشان تذکر داد که فقط عزیزان مشهدی متوجه منظور ایشان می شوند!!! پس بهتر است دنبال واژه مناسب تری باشند.

يورش <مگسهاي مديترانهاي> به امنيت غذايي

چرا بايد وزير كشاورزي استيضاح شود؟

نويسنده: نعمت احمدي

من كشاورزم، اين حرفه در خانواده ما موروثي است. اگر در ديگر زمينه ها هم تحصيل و كسب مدارجي بكنيم، انگاري همه راه ها در اين خانواده به كشاورزي ختم مي شود. يعني بايد باز هم كشاورز باشي تا در ديگر مشاغلي كه كسب كرده اي اميد موفقيت داشته باشي. وكالت دادگستري و عضويت هيات علمي دانشگاه به كنار، من كشاورزم اما اين حرفه متاسفانه در ايران گويي نفرين شده است. قدرناشناسي خواهد بود اگر بگويم نگاه شيخ كويرنشين به كشاورزي كم بود اما اين نگاه با تكيه بر ديگر نيازهاي جامعه در حد انتظار نبود. در دوره سازندگي سده جمعيت رو به افزايش بود و اين خاك و آب نه به قدر وسعت يك ميليون و 648 هزار كيلومترمربعي، با شيوه سنتي توان تامين نياز جمعيت رو به تزايد را نداشت. برنامه ها پشت برنامه و طرح ها پي در پي ارائه مي شدند اما كسي حاضر به پاسخگويي نبود كه كشاورزي در كشوري كه آسمان بر زمين بخيل است و در مناطقي كه سال هاي سال قطره باراني نمي بارد، نمي تواند الگوبرداري از ديگر كشورها داشته باشد، اينجا ايران است، دو كوير معروف جهان، لوت و كوير نمك، ميانه كشور جا خوش كرده اند و كوير لوت را مي گويند گرم ترين نقطه جهان است، به درستي مي گويند زيرا در طول تاريخ از شرق و غرب صداي سم ضربه اسب هاي متجاوز را شنيده ايم اما كسي از كوير نگذشته، كه مي گويند اسكندر در افسانه ها و نادر با از دست دادن بسياري از سپاهيانش از اين كوير گذشت، كه جلال الدين خوارزمشاه كه از خوف مغول هول كوير را به دل خريد و به سلامت گذشت و ديگران حتي از نام بردن كوير وحشت داشتند. ديگر مناطق هم كه با كشاورزي ساز است، از سخت كوشي كشاورز است كه ناسازي روزگار را با حفر چاه و قنات و بيرون كشيدن آب از دل كيلومترها كانال ميسر ساخته است. كشاورز ديروز، دلي به آسمان و نگاهي به زمين تشنه داشت و از اين رو است كه دعاي باران قصه اي تاريخي دارد. اگر آسمان بخيل نبود و ترسالي هديه اي به زمين، نان و سفره اش اندك رنگي داشت و اگر در كوهستان باران نمي باريد به سالي دجله اش خشك رود مي شد. تكنولوژي آمد، قنات اين رود دست ساز ايراني كه آب را از فرسنگ هاي دور از دل زمين به خاك تفتيده هديه مي داد، تاب و توان مقاومت را در خود نديد و هنر ايراني، اين كاريزهاي تفتيده در دل خاك، دل به مرگ سپردند و در گوشه و كنار چاهي سر برآورد كه با موتوري و اين اواخر با ترانس برقي، به ظاهر كار كيلومترها قنات را انجام مي داد. تراكتور آمد، بذر اصلاح شده آمد، كود آمد و سم آمد و در كنار بهداشت كه جمعيت كشور را رو به فزوني نهاده بود، تامين بخشي از سفره غذايي مردم را همين آب و خاك برعهده گرفت. اداره فلاحت كه در گذشته استقلالي نداشت به وزارت كشاورزي تبديل شد و در هر استان علاوه بر اداره كشاورزي، مركز تحقيقات كشاورزي داير شد، كود و سم همان اندازه كه به كمك كشاورز مي آيد، با طبيعت هم درگير مي شود. سمي كه براي كشتن فلان آفت استفاده مي شود طبيعي است كه به همان اندازه حشره مفيد را هم از بين مي برد. همه اينها را از فرنگ آوردند و بايد اذعان كرد كه همراه آنها كود و سم فلان آفت هم آمد و ناگهان كشور ما شد مصرف كننده كود و سم و محل پرورش آفت. هرازگاهي يكي از محصولات كشاورزي، مورد هجوم آفتي قرار مي گرفت كه نام و نشان آن را تا ديروز نمي دانستيم. از گذشته دور راه مبارزه با آفات را كم و بيش اداره كشاورزي به كشاورزان مي آموخت، اما چه مبارزه اي؟ وقتي كه آفت سراپاي محصول را در هم مي تنيد و كشاورزي كم رمق و حتي بي رمق در پاي آفت قرباني مي شد، اداره كشاورزي بسان نوشداروي بعد از مرگ سهراب به سراغ كشاورز مي رفت. 
    كشاورزان كه قناعت جزو ذاتي آنان است، به اين دلخوش بودند و هستند كه به هر حال مجموعه اي درصدد است كه راه مبارزه با آفت را به آنان بياموزد. با واردات هر نوع محصول كشاورزي از خارج و با تكيه بر شيوه وارداتي كه ما داريم و قرنطينه اي در كار نيست، آفات كشاورزي هم وارد كشور مي شوند. يك روز كرم ساقه خوار، امان برنج كاران را مي برد و ديگر روز نوعي سن، ساقه هاي ترد گندم را مي خورد. فلان بذر به همراه خود ميهماني به نام آفت را مي آورد و قصه پرغصه كشاورزي است كه هر روز تكرار مي شود.
    در ايران به كشاورزي، صنعت نمي گويند، علت آن هم ساده است چون پشتيباني ندارد، نه بيمه اي كه دلخوش باشي حداقل سرمايه ات حفظ است كه اگر سودت از بين رفت، صندوق بيمه محصولات كشاورزي به كمكت بشتابد؛ اين صندوق هم شده خزانه اي كه بايد مسوولان آن به كمك دولت بيايند، نه كمك كشاورز؛ براي نمونه سال گذشته، نگارنده، محصول باغهاي پسته ام را بيمه كردم و با توجه به سرماي سال گذشته مبلغي به عنوان بيمه به من تعلق گرفت تا امروز كه اين نوشته را مي نويسم هنوز همين مبلغ اندك در گيرودار سيستم بوروكراسي اداري به من پرداخت نشده و از طرفي موعد بيمه محصول سال زراعي آينده هم تمام شده و من مانده ام معطل كه معناي بيمه در اين حرفه پرخطر چيست؟ در هر زمينه اي كه سرمايه گذاري كني سرمايه ات رو به افزايش است و تنها اين كشاورزي است كه با اندك قهر طبيعت كل سرمايه ات از بين مي رود بدون اينكه مسوولان كاخ نشين وزارت كشاورزي با اعداد و ارقام و فصول سال بخواهند خود را آشنا كنند. وقتي من كشاورز در سال گذشته كه محصول باغاتم را بيمه كردم و به حكايت ماموران شما آسيب ديدم و مبلغي به عنوان بيمه به من تعلق گرفت چرا در پرداخت آن تعلل مي كنيد، كه كشاورز آسيب ديده قادر نباشد محصول سال بعد خود را بيمه كند؟ پاي درد دل كشاورز نشستن به اندازه زمستان هاي سخت كشاورزي كه طولاني مي باشند پردرد است اما چرا مي گويم بايد اين وزير را استيضاح كرد، به اين خبر توجه كنيد: <پس از 22 سال يكي از آفات خطرناك كشاورزي در ايران شيوع يافت. - مگس مديترانه اي - كه اوايل دهه 60 در مازندران شيوع پيدا كرده بود و پس از سه سال كنترل شد، دوباره در اين استان يافت شده است.> اين خبر در روابط عمومي خانه كشاورز - تنها تشكل مستقل كشاورزان - اعلام شده است. ادامه خبر دردناك را با هم مرور مي كنيم. اين آفت مي تواند به اكثر محصولات سردرختي ازجمله مركبات، خرمالو، سيب، گلابي، انار، هلو و صيفي جات مانند خيار، خربزه، گوجه فرنگي و بادمجان حمله كرده و خسارت وارد كند و علاوه بر كاهش شديد توليد، صادرات آنها را به شدت تهديد كند... سال 60 اوج جنگ است و هزينه جنگ از واجبات كشور، دولت با نفت ارزان مجبور است هم جنگ را اداره كند و هم سامان عمومي را در برنامه خود داشته باشد، بخش كشاورزي با همه دردهاي خود گرفتار مگس مديترانه اي مي شود و سه سالي طول مي كشد تا اين آفت از بين برود اما از سال 1385 يعني در دوره وزارت وزير كشاورزي فعلي كه اتفاقا خود را وزير جهادي كشاورز مي نامند، اين آفت بعد از 22 سال دوباره در مازندران پيدا شد و به گفته روابط عمومي خانه كشاورز: در حال حاضر تمام شهرستان هاي استان مازندران به غير از رامسر آلوده به اين آفت هستند و بيش از 200 هزار نمونه آن در تله هاي جلب كننده گرفتار آمده است كه حاكي از آلودگي بسيار گسترده آن در اين استان است. غمناك اينكه، آفت - مگس مديترانه اي، كه عموم محصولات كشور را در بر مي گيرد فقط در استان مازندران به ترك تازي مشغول نيست. وزارت كشاورزي با بايكوت خبري و محدوديت شديد اطلاع رساني و پنهان كاري ظرف دو سال زراعي گذشته نه اينكه به مبارزه عليه اين آفت محصول بربادده نپرداخته، بلكه از انتشار خبر آن هم جلوگيري به عمل آورده و اين خود باعث گسترش آفت، علاوه بر سطح استان مازندران به ديگر استان ها شده است. هم اكنون استان فارس دومين استاني است كه آفت مگس مديترانه اي در آن ماوا گزيده و عمده محصولات خرمالوي امسال اين استان طعمه آفت مگس مديترانه اي شده است. اگر سازمان بازرسي كل كشور هياتي را مامور بررسي اين موضوع مي كرد كه چرا و چگونه مسوولان وزارت كشاورزي استان مازندران طي دو سال گذشته اجازه انتشار اين خبر را ندادند و با آن به مبارزه برنخواستند و وزارت كشاورزي چه سودي در پنهان كاري اين آفت داشته و دارد كه اجازه داد آفت خطرناك مگس مديترانه اي در شمال ايران جا خوش كند و بستر مناسبي را براي تكثير پيدا كند و آنگاه از شمال كشور به جنوب سرريز كند، آفتي كه يك بار ديگر مي گويم اين دامنه از محصولات را به سرعت فرا مي گيرد: اكثر محصولات سردرختي ازجمله مركبات، خرمالو، سيب، گلابي، انار، هلو و عمده صيفي جات مثل خيار، خربزه، گوجه فرنگي و بادمجان. آيا سكوت سه ساله در مقابل اين آفت و جا خوش كردن آن در استان مازندران و سرايت آن به استان فارس و حمله به ديگر استان ها توسط وزارت كشاورزي كمترين مجازات آن استيضاح وزير كشاورزي نيست؟ متخصصان آفات نباتي مي گويند با توجه به گسترش فراوان اين آفت در شمال كشور به نظر مي رسد آفت در سه سال گذشته در شهرهاي شمالي جا خوش كرده و ريشه كني و كنترل آن كه 22 سال قبل ريشه كن شده بود، امري بسيار سخت و نزديك به محال است. آفتي كه اثرات آن هم اكنون در قيمت هايي همچون قيمت گوجه به علت محدوديت توليد، خود را نشان داده است و ديگر خريد از اين محله يا آن محله هم قادر به لاپوشاني كمي توليد بر اثر گسترش آفت نيست. آيا امنيت غذايي كم از امنيت قضايي است؟ وقتي در كشور هند به علت حمله تروريست ها، وزير كشور استعفا مي دهد، آيا وزير كشاورزي كشورمان كه با كتمان آفت و اجازه رشد و نمو و گسترش آن، عمده محصولات كشاورزي را در معرض نابودي قرار داده است، اگر استعفا نمي دهد حداقل نبايد استيضاح شود؟ اين چه سياسي كاري اي است كه دامان نمايندگان مجلس را گرفته است كه اگر اين وزير را استيضاح كنند كل كابينه بايد راي اعتماد بگيرد.
    آيا اداره كشور مهم است يا حفظ و نگهداري كابينه اي كه يكي از وزرايش سه سال، با پنهان كاري اجازه رشد و گسترش خطرناك ترين آفت محصولات زراعي را در كل كشور داده است كه ظاهرا كنترل و ريشه كن كردن آن امري بسيار سخت و نزديك به محال است.
     
روزنامه اعتماد ملي > شماره 810 20/9/87 > صفحه 10 

ماده پرارزش در برنامه چهارم

هر منبع طبيعي يا دارايي زيست محيطي، مي تواند نوعي «سرمايه طبيعي» محسوب شود كه ارزش آن براي جامعه، طبق تعريف معادل با ارزش استهلاك منافع آتي است كه مي توان از مصرف آن دارايي به دست آورد. به سخني ديگر، ارزش سرمايه هاي طبيعي را بايد مترادف با بقا و ادامه حيات نسل انسان در نظر گرفت: دريافتي كه تا همين اواخر هيچ كوشش قابل توجهي براي كم كردن آن صورت نگرفته بود و كسي در انديشه محاسبه ارزش جنگل، تالاب، خاك كشاورزي، آب پاك و... از اين منظر نبود.
 
    خوشبختانه اين مهم به درستي در برنامه چهارم توسعه ديده شده و ماده شصتم اين قانون به آن اختصاص يافته است. در اين ماده مهم مي خوانيم: «سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور مكلف است، با همكاري سازمان حفاظت محيط زيست و ساير دستگاه هاي مرتبط، به منظور برآورد ارزش هاي اقتصادي منابع طبيعي و زيست محيطي و هزينه هاي ناشي از آلودگي و تخريب محيط زيست در فرآيند توسعه و محاسبه آن در حساب هاي ملي، نسبت به تنظيم دستورالعمل هاي محاسبه ارزش ها و هزينه هاي موارد داراي اولويت از قبيل: جنگل، آب، خاك، انرژي، تنوع زيستي و آلودگي هاي زيست محيطي در نقاط حساس اقدام و در مراجع ذي ربط به تصويب برساند. ارزش ها و هزينه هايي كه دستورالعمل آنها به تصويب رسيده، در امكان سنجي طرح هاي تملك دارايي هاي سرمايه يي در نظر گرفته خواهد شد.» نبايد اهميت اين ماده قانوني را كمرنگ ديده يا شبيه بسياري از مواد و برنامه هايي پنداشت كه بود و نبود آنها خللي در حركت ارابه هاي زنگ زده اقتصادي كشور ندارد. باور كنيد اگر همين يك ماده از برنامه چهارم به درستي اجرا شود، چنان تحولي را در نظام كلان سياستگذاري و برنامه ريزي كشور برجاي خواهد نهاد كه ديگر هيچ مسوول پرنفوذي به خود اجازه ندهد اين پرسش را مطرح كند كه: «اگر درياچه اروميه خشك شود، مگر چه مي شود؟،»: «چه نياز است براي قوچ هاي ارمني برنامه ريزي كنيم؟»: «لايه ازن را هر كه سوراخ كرده، خودش هم بدوزد،»: « مرغ همسايه را چرا ما نگرانش باشيم؟»: «منابع طبيعي سد راه توسعه است،»: «چرا بايد صدها هكتار زمين را معطل چند تا دونه قوچ و ميش يا كل و بز كرد؟»: «مرتع يعني چه؟ بگذاريد همه مراتع را باغ كنيم و از فراغت مردم در فلاحت بهره بريم،»: «اصلاً يك حشره شناس چه مي داند كه جاده چيست و به درد پارك گلستان مي خورد يا نه،»: «چرا حلال خدا را حرام مي كنيد؟ و چرا محيط زيست را چون هيبت كاذب برژنف بزرگ مي پنداريد؟،» و ده ها و ده ها مورد نظير آنكه بي گمان خواننده علاقه مند به محيط زيست وطن، مثال هاي فراواني در تاييدش مي شناسد. باور كنيد، اين جملات شفاف و صريح طبيعت ستيزانه، آن هم در هنگامه يي از جهان كه ديگر كمتر سياستمداري به خود جرات مي دهد اين گونه آشكار ملاحظات زيست محيطي را به سخره بگيرد، اتفاق بسياربسيار نادري است، حتي مشهور ترين سياستمداران جهان كه به عدم اعتناي جدي نسبت به طبيعت شهره هستند، همچون جرج بوش پسر و جان هاوارد نخست وزير استراليا، اينك از كرده خويش علناً اظهار پشيماني كرده و متوجه وخامت ناپايداري جهان شده اند. اما ما تازه به اين صرافت افتاده ايم كه تعداد فرزندان هر خانواده ايراني را افزايش داده و درخت هاي سيب و گيلاس و... را در سراسر مراتع استان فارس بگسترانيم و گمان بريم اين خدمتي سترگ به مردم است.
 
    آري، اگر ارزش مواهب طبيعي و خدمات زمين زيست سپهر را بتوانيم به زبان اقتصاد بازاري بيان كنيم، چه بسا بسياري از طبيعت ستيزان بالفعل را به طبيعت باوراني بالقوه تبديل كنيم و بدين ترتيب گامي استوار در مسير تحقق مواد 61 و 65 همين قانون را نيز مهيا سازيم: موادي كه دولت را موظف كرده به منظور تقويت و توانمندسازي ساختارهاي مرتبط با محيط زيست و منابع طبيعي، سازوكارهاي لازم را براي گسترش آموزش هاي عمومي و تخصصي محيط زيست فراهم آورده و در راستاي ارتقاي آگاهي هاي عمومي و دستيابي به توسعه پايدار، برنامه آموزش همگاني زيست محيطي كشور را تدوين كرده و به اجرا بگذارد.
نويسنده: محمد درويش
روزنامه اعتماد > شماره 1713 11/4/87 > صفحه 8 (گزارش اجتماعي)

جاسوسی اولین ماموریت آنها است

به زودی نه تنها در عرصه نظامی بلکه در عملیات های امداد و کمک رسانی به مردم نیز از حشرات کوچک روباتیک که (Micro Air Vehicle) MAV نامیده می شوند، استفاده خواهد شد.
وزارت دفاع ایالات متحده تاکنون بیش از سی میلیون دلار برای طراحی و ساخت این روبات های کوچک هزینه کرده است. از آنجا که استفاده از این روبات های کوچک، بهترین راه حفاظت نیروها از خطرات موجود در عملیات های شناسایی است، سازمان پروژه های تحقیقات دفاع پیشرفته ایالات متحده (DARPA) از چندین گروه تحقیقاتی برای ساخت روبات هایی که طول، عرض و ارتفاع شان کمتر از ۲۰ سانتی متر باشد، حمایت مالی به عمل آورده است.
در واقع این روبات های پرنده، کوچک ترین هواپیماهای بدون سرنشین هستند که تاکنون ساخته شده اند.
این روبات های کوچک پرنده به تقلید از حرکات پرواز و نحوه بال زدن برخی از حشرات (از جمله سنجاقک، زنبورعسل و مگس) طراحی شده اند. به طور مثال پرواز مگس نکات بسیار زیادی از علم هوانوردی را به بشر یاد می دهد که بسیاری از آنها را نمی توان با بررسی بال های ثابت هواپیماها یاد گرفت زیرا اصول و قواعد پرواز حشرات و حرکت بال های آنها، از اصول و قواعد موجود برای پرواز با بال های ثابت هواپیما متفاوت است.
ادامه نوشته

معرفی سایت

پایگاه اطلاع رسانی iranrodents که چند وقتی است زیر نظر دکتر جمشید درویش شروع به کار کرده و با بخش های مختلف و متنوع خود  به بحث در مورد جوندگان مضر و ناقلین بیماری شهری می پردازد. جهت آگاهی از آخرین اخبار و مقالات علمی در این زمینه به این سایت مراجعه فرمایید.

معرفی سایت

آقای مهندس محمودوند در وبلاگ خود برخی منابع کارشناسی ارشد حشره شناسی و سی دی های آموزشی گیاهپزشکی را معرفی و به فروش می رسانند. علاقه مندان می توانند به وبلاگ ایشان در اینجا مراجعه کنند.

پشه‌ها چگونه روي آب راه و از ديوار بالا مي‌روند

پشه‌ها ممكن است آزاردهنده ، ناقل بيماري و آفاتي خون آشام باشند اما قابليت‌هايي نيز دارند كه ساير حيوانات آنها را ندارند: آنها مي‌توانند هم از ديوار بالا روند و هم روي آب راه روند.
به گزارش پايگاه اينترنتي لايو ساينس، يك مطالعه كه به تازگي انجام شده است نشان مي‌دهد كه چگونه پشه‌ها اين حركات نمايشي را انجام مي‌دهند.
ساير حشرات مانند مگس‌ها نيز مي‌توانند بطور ماهرانه‌اي بر روي ديوارها و سطوح واژگون راه بروند اما لحظه‌اي كه بر روي سطح آب فرود مي‌آيند ديگر جان خود را از دست مي‌دهند.
با اين همه گروه ديگري از حشرات به ويژه آب سواران نيز مي‌توانند عرض يك درياچه را به آساني طي كنند اما اگر قرار باشد از ديوار بالا بروند ديگر از عهده اين كار بر نمي‌آيند.
اما پشه‌ها اين قابليت را دارند كه بر روي هر دو اين سطوح بايستند، ديوار و سقف مكان خوبي براي فرار اين يغماگران هستند و درياچه‌ها و ساير نهادهاي آبي جاهايي هستند كه پشه‌ها در آنجا تخم مي‌گذارند.
كف پاهاي پشه، مانند مگس، لايه‌اي دارد كه از ساختارهايي سخت مانند موي زبر خوك، پوشيده شده است. اين خاصيت به پشه كمك مي‌كند تا به آساني به سطوحي عمودي و واژگون (سقف) بچسبد.
"آب سواران"، حشراتي كه روي سطح آب شناورند و منتظر مي‌مانند تا حشره ديگري فرود آيد و غذاي خوشمزه‌اي فراهم كنند، متخصصان آب سواري قلمرو حيوانات هستند. تمامي قسمت‌هاي پاهاي اين حشرات را مو پوشانده است كه اين خاصيت ، نفوذ آب را دشوار مي‌كند.
پشه‌ها اين موها را ندارند اما شيارهاي كوچكي روي پاهاي آنها وجود دارد كه محتوي كيسه‌هاي هواست. كشش سطح آب، نفوذ آب به درون شيارها را دشوار مي‌سازد و پشه‌ها را خشك و بالاي سطح آب نگاه مي‌دارد.
هر چه اين شيارها كوچكتر باشند نفوذ آب دشوارتر مي‌شود.
اين مطالعه جديد كه در شماره ژوئيه مجله "‪ (Physical Review E‬منتشر شده، دريافته است كه يك پاي پشه مي‌تواند ‪ ۲۳‬برابر وزن بدن اين حشره را تحمل كند.

منبع ایرنا به نقل از سایت مرجع متخصصین ایران

جديدترين مصوبات شوراي گسترش آموزش عالي اعلام شد

 جديدترين مصوبات شوراي گسترش آموزش عالي از سوي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري اعلام شد.
    شوراي گسترش آموزش عالي با ايجاد دوره دكتري در رشته هاي نانو مواد دانشگاه صنعتي اصفهان، مهندسي مواد و متالوژي دانشگاه فردوسي مشهد، حشره شناسي كشاورزي دانشگاه گيلان و دكتري حرفه اي دامپزشكي دانشگاه رازي بصورت يك بار پذيرش دانشجو موافقت كرد.
    شورادر مقطع كارشناسي ارشد ايجاد رشته هاي جغرافياي طبيعي گرايش اقليم شناسي در برنامه ريزي محيطي دانشگاه زنجان، مهندسي شيمي جايگزين مهندسي فرآوري و انتقال گاز دانشگاه خليج فارس، مهندسي عمران گرايش مكانيك و گرايش سازه دانشگاه ياسوج مهندسي فناوري اطلاعات (IT) و بيوتكنولوژي كشاورزي مركز بين المللي علوم تكنولوژي پيشرفته و علوم محيطي و زيست شناسي علوم جانوري گرايش بافت شناسي و جنين شناسي دانشگاه اروميه را به صورت يك بار پذيرش دانشجو به تصويب رساند.
    در مقطع كارشناسي نيز رشته هاي مديريت كسب و كارهاي كوچك و نقاشي در دانشگاه هاي تهران و گيلان به صورت قطعي و رشته هاي مهندسي عمران گرايش عمران دانشگاه شهر كرد، رياضي كاربردي و آمار دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان، مجتمع آموزش عالي گنبد، روانشناسي گرايش باليني دانشگاه شهيد بهشتي و الهيات و معارف اسلامي گرايش فلسفه و حكمت اسلامي دانشگاه رازي به صورت يك بار پذيرش دانشجو به تصويب شورا رسيد.

قرارگرفتن در معرض حشره‌کش‌ها باعث تشديد بيماري پارکينسون مي‌شود

طبق مطالعات انجام شده، قرار گرفتن در معرض حشره کش‌ها، حتي در مقادير کم مي تواند منجر به تشديد بيماري پارکينسون شود.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا، با بررسي بر روي حداقل هزار نفر از افراد مبتلا به پارکينسون در پنج کشور مختلف، دانشمندان به اين نتيجه رسيدند که قرار گرفتن زياد در برابر حشره کش‌ها، خطر ابتلا به بيماري پارکينسون را که همراه با تضعيف شدن مغز مي باشد را تا 39 درصد افزايش مي دهد.
افرادي که در باغ‌ها کمتر با حشره کش‌ها سر و کار دارند، اين افزايش تا 9 درصد مي باشد.
پارکينسون يک بيماري غيرقابل علاج است که در آن سيستم عصب مرکزي غيرقابل کنترل شده و حرکت عضلات و گويش با مشکل مواجه مي شود. همچنين يک سوم موارد اين بيماري به اختلال مشاعر و جنون ختم مي شود.
در دنيا از هر 500 نفر يک نفر به اين بيماري مبتلا مي باشند.
طي مطالعه‌اي از 959 نفردر خصوص ميزان رويارويي آنها با حشره کش‌ها و ديگر مواد شيميايي به مانند ديگر عوامل بيماري زا همچون سابقه بيماري در خانواده و صدمات وارده بر سر، سوالاتي به عمل آمد.
کارگران مزارع در پنج منطقه، اسکاتلند، ايتاليا، مالت، سوئد و روماني آزمايش شدند و در آنها ارتباط بين حشره کش‌ها و بيماري پارکينسون به اثبات رسيد.
دکتر ديک سرپرست اين تحقيق تاکيد مي کند که افزايش اين عامل خطرزا به اين معني نيست که هيچ کس نمي تواند از حشره کش‌ها استفاده كند.
عوامل ژنتيکي در شروع اين بيماري نقش مهمي دارند و وجود حشره‌کش‌ها قطعه ديگري از اين پازل مي باشد.

منبع:سلامت نیوز

48 درس از زندگي زنبور عسل

1 .انتخاب الگو:
    زنبور عسل حشرات مفيد و ارزشمند و پاکيزه اي هستند. در تمام طول عمرشان الگويشان گل است. فقط دنبال گل هستند تا از شکوفه تلخ گل، گرده و شهد تهيه کنند. گرده گل را براي غذاي نوزادان و شهد گل را براي شفاي مردم درست مي کنند. اگر ما براي به دست آوردن غذاي روح و جسم خود الگوي خوب داشته باشيم بسياري از مشکلات ما حل مي شود
    2 . درست استفاده کردن:
    کوچکترين شکوفه گل توسط زنبور عسل گرده افشاني مي شود ولي زنبور طوري روي آن قرار مي گيرد که آسيبي به آن نرسد. بنابراين ما هم مي توانيم در برخورد و تعامل با همنوعان خود طوري عمل کنيم که هيچ وقت مشکلي به وجود نياوريم.
    3 . محصول زنبو عسل، “عسل” است:
    بنابراين ما هم مي توانيم با زبان و اعمال خود نتايج شيرين تر از عسل داشته باشيم ولي در صورتي که قضاوت عجولانه و غيرمنطقي داشته باشيم نتايج آثار اعمال و زبان ما تلخ تر از همه چيز خواهد بود.
    4 . ملايمت و انعطاف پذيري:
    زنبور عسل، توليد موم مي کند زنبور با ترشح غده هاي موم ساز خانه هايي از موم مي سازد و داخل آن عسل مي ريزد. موم با اينکه خيلي شکننده و ملايم است ولي در گرما و سرماي زياد هم مي تواند ظرف خوبي براي نگهداري عسل باشد.
ادامه نوشته