يورش <مگسهاي مديترانهاي> به امنيت غذايي
چرا بايد وزير كشاورزي استيضاح شود؟
نويسنده: نعمت احمدي
من كشاورزم، اين حرفه در خانواده ما موروثي است. اگر در ديگر زمينه ها هم تحصيل و كسب مدارجي بكنيم، انگاري همه راه ها در اين خانواده به كشاورزي ختم مي شود. يعني بايد باز هم كشاورز باشي تا در ديگر مشاغلي كه كسب كرده اي اميد موفقيت داشته باشي. وكالت دادگستري و عضويت هيات علمي دانشگاه به كنار، من كشاورزم اما اين حرفه متاسفانه در ايران گويي نفرين شده است. قدرناشناسي خواهد بود اگر بگويم نگاه شيخ كويرنشين به كشاورزي كم بود اما اين نگاه با تكيه بر ديگر نيازهاي جامعه در حد انتظار نبود. در دوره سازندگي سده جمعيت رو به افزايش بود و اين خاك و آب نه به قدر وسعت يك ميليون و 648 هزار كيلومترمربعي، با شيوه سنتي توان تامين نياز جمعيت رو به تزايد را نداشت. برنامه ها پشت برنامه و طرح ها پي در پي ارائه مي شدند اما كسي حاضر به پاسخگويي نبود كه كشاورزي در كشوري كه آسمان بر زمين بخيل است و در مناطقي كه سال هاي سال قطره باراني نمي بارد، نمي تواند الگوبرداري از ديگر كشورها داشته باشد، اينجا ايران است، دو كوير معروف جهان، لوت و كوير نمك، ميانه كشور جا خوش كرده اند و كوير لوت را مي گويند گرم ترين نقطه جهان است، به درستي مي گويند زيرا در طول تاريخ از شرق و غرب صداي سم ضربه اسب هاي متجاوز را شنيده ايم اما كسي از كوير نگذشته، كه مي گويند اسكندر در افسانه ها و نادر با از دست دادن بسياري از سپاهيانش از اين كوير گذشت، كه جلال الدين خوارزمشاه كه از خوف مغول هول كوير را به دل خريد و به سلامت گذشت و ديگران حتي از نام بردن كوير وحشت داشتند. ديگر مناطق هم كه با كشاورزي ساز است، از سخت كوشي كشاورز است كه ناسازي روزگار را با حفر چاه و قنات و بيرون كشيدن آب از دل كيلومترها كانال ميسر ساخته است. كشاورز ديروز، دلي به آسمان و نگاهي به زمين تشنه داشت و از اين رو است كه دعاي باران قصه اي تاريخي دارد. اگر آسمان بخيل نبود و ترسالي هديه اي به زمين، نان و سفره اش اندك رنگي داشت و اگر در كوهستان باران نمي باريد به سالي دجله اش خشك رود مي شد. تكنولوژي آمد، قنات اين رود دست ساز ايراني كه آب را از فرسنگ هاي دور از دل زمين به خاك تفتيده هديه مي داد، تاب و توان مقاومت را در خود نديد و هنر ايراني، اين كاريزهاي تفتيده در دل خاك، دل به مرگ سپردند و در گوشه و كنار چاهي سر برآورد كه با موتوري و اين اواخر با ترانس برقي، به ظاهر كار كيلومترها قنات را انجام مي داد. تراكتور آمد، بذر اصلاح شده آمد، كود آمد و سم آمد و در كنار بهداشت كه جمعيت كشور را رو به فزوني نهاده بود، تامين بخشي از سفره غذايي مردم را همين آب و خاك برعهده گرفت. اداره فلاحت كه در گذشته استقلالي نداشت به وزارت كشاورزي تبديل شد و در هر استان علاوه بر اداره كشاورزي، مركز تحقيقات كشاورزي داير شد، كود و سم همان اندازه كه به كمك كشاورز مي آيد، با طبيعت هم درگير مي شود. سمي كه براي كشتن فلان آفت استفاده مي شود طبيعي است كه به همان اندازه حشره مفيد را هم از بين مي برد. همه اينها را از فرنگ آوردند و بايد اذعان كرد كه همراه آنها كود و سم فلان آفت هم آمد و ناگهان كشور ما شد مصرف كننده كود و سم و محل پرورش آفت. هرازگاهي يكي از محصولات كشاورزي، مورد هجوم آفتي قرار مي گرفت كه نام و نشان آن را تا ديروز نمي دانستيم. از گذشته دور راه مبارزه با آفات را كم و بيش اداره كشاورزي به كشاورزان مي آموخت، اما چه مبارزه اي؟ وقتي كه آفت سراپاي محصول را در هم مي تنيد و كشاورزي كم رمق و حتي بي رمق در پاي آفت قرباني مي شد، اداره كشاورزي بسان نوشداروي بعد از مرگ سهراب به سراغ كشاورز مي رفت.
كشاورزان كه قناعت جزو ذاتي آنان است، به اين دلخوش بودند و هستند كه به هر حال مجموعه اي درصدد است كه راه مبارزه با آفت را به آنان بياموزد. با واردات هر نوع محصول كشاورزي از خارج و با تكيه بر شيوه وارداتي كه ما داريم و قرنطينه اي در كار نيست، آفات كشاورزي هم وارد كشور مي شوند. يك روز كرم ساقه خوار، امان برنج كاران را مي برد و ديگر روز نوعي سن، ساقه هاي ترد گندم را مي خورد. فلان بذر به همراه خود ميهماني به نام آفت را مي آورد و قصه پرغصه كشاورزي است كه هر روز تكرار مي شود.
در ايران به كشاورزي، صنعت نمي گويند، علت آن هم ساده است چون پشتيباني ندارد، نه بيمه اي كه دلخوش باشي حداقل سرمايه ات حفظ است كه اگر سودت از بين رفت، صندوق بيمه محصولات كشاورزي به كمكت بشتابد؛ اين صندوق هم شده خزانه اي كه بايد مسوولان آن به كمك دولت بيايند، نه كمك كشاورز؛ براي نمونه سال گذشته، نگارنده، محصول باغهاي پسته ام را بيمه كردم و با توجه به سرماي سال گذشته مبلغي به عنوان بيمه به من تعلق گرفت تا امروز كه اين نوشته را مي نويسم هنوز همين مبلغ اندك در گيرودار سيستم بوروكراسي اداري به من پرداخت نشده و از طرفي موعد بيمه محصول سال زراعي آينده هم تمام شده و من مانده ام معطل كه معناي بيمه در اين حرفه پرخطر چيست؟ در هر زمينه اي كه سرمايه گذاري كني سرمايه ات رو به افزايش است و تنها اين كشاورزي است كه با اندك قهر طبيعت كل سرمايه ات از بين مي رود بدون اينكه مسوولان كاخ نشين وزارت كشاورزي با اعداد و ارقام و فصول سال بخواهند خود را آشنا كنند. وقتي من كشاورز در سال گذشته كه محصول باغاتم را بيمه كردم و به حكايت ماموران شما آسيب ديدم و مبلغي به عنوان بيمه به من تعلق گرفت چرا در پرداخت آن تعلل مي كنيد، كه كشاورز آسيب ديده قادر نباشد محصول سال بعد خود را بيمه كند؟ پاي درد دل كشاورز نشستن به اندازه زمستان هاي سخت كشاورزي كه طولاني مي باشند پردرد است اما چرا مي گويم بايد اين وزير را استيضاح كرد، به اين خبر توجه كنيد: <پس از 22 سال يكي از آفات خطرناك كشاورزي در ايران شيوع يافت. - مگس مديترانه اي - كه اوايل دهه 60 در مازندران شيوع پيدا كرده بود و پس از سه سال كنترل شد، دوباره در اين استان يافت شده است.> اين خبر در روابط عمومي خانه كشاورز - تنها تشكل مستقل كشاورزان - اعلام شده است. ادامه خبر دردناك را با هم مرور مي كنيم. اين آفت مي تواند به اكثر محصولات سردرختي ازجمله مركبات، خرمالو، سيب، گلابي، انار، هلو و صيفي جات مانند خيار، خربزه، گوجه فرنگي و بادمجان حمله كرده و خسارت وارد كند و علاوه بر كاهش شديد توليد، صادرات آنها را به شدت تهديد كند... سال 60 اوج جنگ است و هزينه جنگ از واجبات كشور، دولت با نفت ارزان مجبور است هم جنگ را اداره كند و هم سامان عمومي را در برنامه خود داشته باشد، بخش كشاورزي با همه دردهاي خود گرفتار مگس مديترانه اي مي شود و سه سالي طول مي كشد تا اين آفت از بين برود اما از سال 1385 يعني در دوره وزارت وزير كشاورزي فعلي كه اتفاقا خود را وزير جهادي كشاورز مي نامند، اين آفت بعد از 22 سال دوباره در مازندران پيدا شد و به گفته روابط عمومي خانه كشاورز: در حال حاضر تمام شهرستان هاي استان مازندران به غير از رامسر آلوده به اين آفت هستند و بيش از 200 هزار نمونه آن در تله هاي جلب كننده گرفتار آمده است كه حاكي از آلودگي بسيار گسترده آن در اين استان است. غمناك اينكه، آفت - مگس مديترانه اي، كه عموم محصولات كشور را در بر مي گيرد فقط در استان مازندران به ترك تازي مشغول نيست. وزارت كشاورزي با بايكوت خبري و محدوديت شديد اطلاع رساني و پنهان كاري ظرف دو سال زراعي گذشته نه اينكه به مبارزه عليه اين آفت محصول بربادده نپرداخته، بلكه از انتشار خبر آن هم جلوگيري به عمل آورده و اين خود باعث گسترش آفت، علاوه بر سطح استان مازندران به ديگر استان ها شده است. هم اكنون استان فارس دومين استاني است كه آفت مگس مديترانه اي در آن ماوا گزيده و عمده محصولات خرمالوي امسال اين استان طعمه آفت مگس مديترانه اي شده است. اگر سازمان بازرسي كل كشور هياتي را مامور بررسي اين موضوع مي كرد كه چرا و چگونه مسوولان وزارت كشاورزي استان مازندران طي دو سال گذشته اجازه انتشار اين خبر را ندادند و با آن به مبارزه برنخواستند و وزارت كشاورزي چه سودي در پنهان كاري اين آفت داشته و دارد كه اجازه داد آفت خطرناك مگس مديترانه اي در شمال ايران جا خوش كند و بستر مناسبي را براي تكثير پيدا كند و آنگاه از شمال كشور به جنوب سرريز كند، آفتي كه يك بار ديگر مي گويم اين دامنه از محصولات را به سرعت فرا مي گيرد: اكثر محصولات سردرختي ازجمله مركبات، خرمالو، سيب، گلابي، انار، هلو و عمده صيفي جات مثل خيار، خربزه، گوجه فرنگي و بادمجان. آيا سكوت سه ساله در مقابل اين آفت و جا خوش كردن آن در استان مازندران و سرايت آن به استان فارس و حمله به ديگر استان ها توسط وزارت كشاورزي كمترين مجازات آن استيضاح وزير كشاورزي نيست؟ متخصصان آفات نباتي مي گويند با توجه به گسترش فراوان اين آفت در شمال كشور به نظر مي رسد آفت در سه سال گذشته در شهرهاي شمالي جا خوش كرده و ريشه كني و كنترل آن كه 22 سال قبل ريشه كن شده بود، امري بسيار سخت و نزديك به محال است. آفتي كه اثرات آن هم اكنون در قيمت هايي همچون قيمت گوجه به علت محدوديت توليد، خود را نشان داده است و ديگر خريد از اين محله يا آن محله هم قادر به لاپوشاني كمي توليد بر اثر گسترش آفت نيست. آيا امنيت غذايي كم از امنيت قضايي است؟ وقتي در كشور هند به علت حمله تروريست ها، وزير كشور استعفا مي دهد، آيا وزير كشاورزي كشورمان كه با كتمان آفت و اجازه رشد و نمو و گسترش آن، عمده محصولات كشاورزي را در معرض نابودي قرار داده است، اگر استعفا نمي دهد حداقل نبايد استيضاح شود؟ اين چه سياسي كاري اي است كه دامان نمايندگان مجلس را گرفته است كه اگر اين وزير را استيضاح كنند كل كابينه بايد راي اعتماد بگيرد.
آيا اداره كشور مهم است يا حفظ و نگهداري كابينه اي كه يكي از وزرايش سه سال، با پنهان كاري اجازه رشد و گسترش خطرناك ترين آفت محصولات زراعي را در كل كشور داده است كه ظاهرا كنترل و ريشه كن كردن آن امري بسيار سخت و نزديك به محال است.
روزنامه اعتماد ملي > شماره 810 20/9/87 > صفحه 10
نويسنده: نعمت احمدي
من كشاورزم، اين حرفه در خانواده ما موروثي است. اگر در ديگر زمينه ها هم تحصيل و كسب مدارجي بكنيم، انگاري همه راه ها در اين خانواده به كشاورزي ختم مي شود. يعني بايد باز هم كشاورز باشي تا در ديگر مشاغلي كه كسب كرده اي اميد موفقيت داشته باشي. وكالت دادگستري و عضويت هيات علمي دانشگاه به كنار، من كشاورزم اما اين حرفه متاسفانه در ايران گويي نفرين شده است. قدرناشناسي خواهد بود اگر بگويم نگاه شيخ كويرنشين به كشاورزي كم بود اما اين نگاه با تكيه بر ديگر نيازهاي جامعه در حد انتظار نبود. در دوره سازندگي سده جمعيت رو به افزايش بود و اين خاك و آب نه به قدر وسعت يك ميليون و 648 هزار كيلومترمربعي، با شيوه سنتي توان تامين نياز جمعيت رو به تزايد را نداشت. برنامه ها پشت برنامه و طرح ها پي در پي ارائه مي شدند اما كسي حاضر به پاسخگويي نبود كه كشاورزي در كشوري كه آسمان بر زمين بخيل است و در مناطقي كه سال هاي سال قطره باراني نمي بارد، نمي تواند الگوبرداري از ديگر كشورها داشته باشد، اينجا ايران است، دو كوير معروف جهان، لوت و كوير نمك، ميانه كشور جا خوش كرده اند و كوير لوت را مي گويند گرم ترين نقطه جهان است، به درستي مي گويند زيرا در طول تاريخ از شرق و غرب صداي سم ضربه اسب هاي متجاوز را شنيده ايم اما كسي از كوير نگذشته، كه مي گويند اسكندر در افسانه ها و نادر با از دست دادن بسياري از سپاهيانش از اين كوير گذشت، كه جلال الدين خوارزمشاه كه از خوف مغول هول كوير را به دل خريد و به سلامت گذشت و ديگران حتي از نام بردن كوير وحشت داشتند. ديگر مناطق هم كه با كشاورزي ساز است، از سخت كوشي كشاورز است كه ناسازي روزگار را با حفر چاه و قنات و بيرون كشيدن آب از دل كيلومترها كانال ميسر ساخته است. كشاورز ديروز، دلي به آسمان و نگاهي به زمين تشنه داشت و از اين رو است كه دعاي باران قصه اي تاريخي دارد. اگر آسمان بخيل نبود و ترسالي هديه اي به زمين، نان و سفره اش اندك رنگي داشت و اگر در كوهستان باران نمي باريد به سالي دجله اش خشك رود مي شد. تكنولوژي آمد، قنات اين رود دست ساز ايراني كه آب را از فرسنگ هاي دور از دل زمين به خاك تفتيده هديه مي داد، تاب و توان مقاومت را در خود نديد و هنر ايراني، اين كاريزهاي تفتيده در دل خاك، دل به مرگ سپردند و در گوشه و كنار چاهي سر برآورد كه با موتوري و اين اواخر با ترانس برقي، به ظاهر كار كيلومترها قنات را انجام مي داد. تراكتور آمد، بذر اصلاح شده آمد، كود آمد و سم آمد و در كنار بهداشت كه جمعيت كشور را رو به فزوني نهاده بود، تامين بخشي از سفره غذايي مردم را همين آب و خاك برعهده گرفت. اداره فلاحت كه در گذشته استقلالي نداشت به وزارت كشاورزي تبديل شد و در هر استان علاوه بر اداره كشاورزي، مركز تحقيقات كشاورزي داير شد، كود و سم همان اندازه كه به كمك كشاورز مي آيد، با طبيعت هم درگير مي شود. سمي كه براي كشتن فلان آفت استفاده مي شود طبيعي است كه به همان اندازه حشره مفيد را هم از بين مي برد. همه اينها را از فرنگ آوردند و بايد اذعان كرد كه همراه آنها كود و سم فلان آفت هم آمد و ناگهان كشور ما شد مصرف كننده كود و سم و محل پرورش آفت. هرازگاهي يكي از محصولات كشاورزي، مورد هجوم آفتي قرار مي گرفت كه نام و نشان آن را تا ديروز نمي دانستيم. از گذشته دور راه مبارزه با آفات را كم و بيش اداره كشاورزي به كشاورزان مي آموخت، اما چه مبارزه اي؟ وقتي كه آفت سراپاي محصول را در هم مي تنيد و كشاورزي كم رمق و حتي بي رمق در پاي آفت قرباني مي شد، اداره كشاورزي بسان نوشداروي بعد از مرگ سهراب به سراغ كشاورز مي رفت.
كشاورزان كه قناعت جزو ذاتي آنان است، به اين دلخوش بودند و هستند كه به هر حال مجموعه اي درصدد است كه راه مبارزه با آفت را به آنان بياموزد. با واردات هر نوع محصول كشاورزي از خارج و با تكيه بر شيوه وارداتي كه ما داريم و قرنطينه اي در كار نيست، آفات كشاورزي هم وارد كشور مي شوند. يك روز كرم ساقه خوار، امان برنج كاران را مي برد و ديگر روز نوعي سن، ساقه هاي ترد گندم را مي خورد. فلان بذر به همراه خود ميهماني به نام آفت را مي آورد و قصه پرغصه كشاورزي است كه هر روز تكرار مي شود.
در ايران به كشاورزي، صنعت نمي گويند، علت آن هم ساده است چون پشتيباني ندارد، نه بيمه اي كه دلخوش باشي حداقل سرمايه ات حفظ است كه اگر سودت از بين رفت، صندوق بيمه محصولات كشاورزي به كمكت بشتابد؛ اين صندوق هم شده خزانه اي كه بايد مسوولان آن به كمك دولت بيايند، نه كمك كشاورز؛ براي نمونه سال گذشته، نگارنده، محصول باغهاي پسته ام را بيمه كردم و با توجه به سرماي سال گذشته مبلغي به عنوان بيمه به من تعلق گرفت تا امروز كه اين نوشته را مي نويسم هنوز همين مبلغ اندك در گيرودار سيستم بوروكراسي اداري به من پرداخت نشده و از طرفي موعد بيمه محصول سال زراعي آينده هم تمام شده و من مانده ام معطل كه معناي بيمه در اين حرفه پرخطر چيست؟ در هر زمينه اي كه سرمايه گذاري كني سرمايه ات رو به افزايش است و تنها اين كشاورزي است كه با اندك قهر طبيعت كل سرمايه ات از بين مي رود بدون اينكه مسوولان كاخ نشين وزارت كشاورزي با اعداد و ارقام و فصول سال بخواهند خود را آشنا كنند. وقتي من كشاورز در سال گذشته كه محصول باغاتم را بيمه كردم و به حكايت ماموران شما آسيب ديدم و مبلغي به عنوان بيمه به من تعلق گرفت چرا در پرداخت آن تعلل مي كنيد، كه كشاورز آسيب ديده قادر نباشد محصول سال بعد خود را بيمه كند؟ پاي درد دل كشاورز نشستن به اندازه زمستان هاي سخت كشاورزي كه طولاني مي باشند پردرد است اما چرا مي گويم بايد اين وزير را استيضاح كرد، به اين خبر توجه كنيد: <پس از 22 سال يكي از آفات خطرناك كشاورزي در ايران شيوع يافت. - مگس مديترانه اي - كه اوايل دهه 60 در مازندران شيوع پيدا كرده بود و پس از سه سال كنترل شد، دوباره در اين استان يافت شده است.> اين خبر در روابط عمومي خانه كشاورز - تنها تشكل مستقل كشاورزان - اعلام شده است. ادامه خبر دردناك را با هم مرور مي كنيم. اين آفت مي تواند به اكثر محصولات سردرختي ازجمله مركبات، خرمالو، سيب، گلابي، انار، هلو و صيفي جات مانند خيار، خربزه، گوجه فرنگي و بادمجان حمله كرده و خسارت وارد كند و علاوه بر كاهش شديد توليد، صادرات آنها را به شدت تهديد كند... سال 60 اوج جنگ است و هزينه جنگ از واجبات كشور، دولت با نفت ارزان مجبور است هم جنگ را اداره كند و هم سامان عمومي را در برنامه خود داشته باشد، بخش كشاورزي با همه دردهاي خود گرفتار مگس مديترانه اي مي شود و سه سالي طول مي كشد تا اين آفت از بين برود اما از سال 1385 يعني در دوره وزارت وزير كشاورزي فعلي كه اتفاقا خود را وزير جهادي كشاورز مي نامند، اين آفت بعد از 22 سال دوباره در مازندران پيدا شد و به گفته روابط عمومي خانه كشاورز: در حال حاضر تمام شهرستان هاي استان مازندران به غير از رامسر آلوده به اين آفت هستند و بيش از 200 هزار نمونه آن در تله هاي جلب كننده گرفتار آمده است كه حاكي از آلودگي بسيار گسترده آن در اين استان است. غمناك اينكه، آفت - مگس مديترانه اي، كه عموم محصولات كشور را در بر مي گيرد فقط در استان مازندران به ترك تازي مشغول نيست. وزارت كشاورزي با بايكوت خبري و محدوديت شديد اطلاع رساني و پنهان كاري ظرف دو سال زراعي گذشته نه اينكه به مبارزه عليه اين آفت محصول بربادده نپرداخته، بلكه از انتشار خبر آن هم جلوگيري به عمل آورده و اين خود باعث گسترش آفت، علاوه بر سطح استان مازندران به ديگر استان ها شده است. هم اكنون استان فارس دومين استاني است كه آفت مگس مديترانه اي در آن ماوا گزيده و عمده محصولات خرمالوي امسال اين استان طعمه آفت مگس مديترانه اي شده است. اگر سازمان بازرسي كل كشور هياتي را مامور بررسي اين موضوع مي كرد كه چرا و چگونه مسوولان وزارت كشاورزي استان مازندران طي دو سال گذشته اجازه انتشار اين خبر را ندادند و با آن به مبارزه برنخواستند و وزارت كشاورزي چه سودي در پنهان كاري اين آفت داشته و دارد كه اجازه داد آفت خطرناك مگس مديترانه اي در شمال ايران جا خوش كند و بستر مناسبي را براي تكثير پيدا كند و آنگاه از شمال كشور به جنوب سرريز كند، آفتي كه يك بار ديگر مي گويم اين دامنه از محصولات را به سرعت فرا مي گيرد: اكثر محصولات سردرختي ازجمله مركبات، خرمالو، سيب، گلابي، انار، هلو و عمده صيفي جات مثل خيار، خربزه، گوجه فرنگي و بادمجان. آيا سكوت سه ساله در مقابل اين آفت و جا خوش كردن آن در استان مازندران و سرايت آن به استان فارس و حمله به ديگر استان ها توسط وزارت كشاورزي كمترين مجازات آن استيضاح وزير كشاورزي نيست؟ متخصصان آفات نباتي مي گويند با توجه به گسترش فراوان اين آفت در شمال كشور به نظر مي رسد آفت در سه سال گذشته در شهرهاي شمالي جا خوش كرده و ريشه كني و كنترل آن كه 22 سال قبل ريشه كن شده بود، امري بسيار سخت و نزديك به محال است. آفتي كه اثرات آن هم اكنون در قيمت هايي همچون قيمت گوجه به علت محدوديت توليد، خود را نشان داده است و ديگر خريد از اين محله يا آن محله هم قادر به لاپوشاني كمي توليد بر اثر گسترش آفت نيست. آيا امنيت غذايي كم از امنيت قضايي است؟ وقتي در كشور هند به علت حمله تروريست ها، وزير كشور استعفا مي دهد، آيا وزير كشاورزي كشورمان كه با كتمان آفت و اجازه رشد و نمو و گسترش آن، عمده محصولات كشاورزي را در معرض نابودي قرار داده است، اگر استعفا نمي دهد حداقل نبايد استيضاح شود؟ اين چه سياسي كاري اي است كه دامان نمايندگان مجلس را گرفته است كه اگر اين وزير را استيضاح كنند كل كابينه بايد راي اعتماد بگيرد.
آيا اداره كشور مهم است يا حفظ و نگهداري كابينه اي كه يكي از وزرايش سه سال، با پنهان كاري اجازه رشد و گسترش خطرناك ترين آفت محصولات زراعي را در كل كشور داده است كه ظاهرا كنترل و ريشه كن كردن آن امري بسيار سخت و نزديك به محال است.
روزنامه اعتماد ملي > شماره 810 20/9/87 > صفحه 10
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۷ ساعت 7:11 توسط شهرام حسامی
|
این وبلاگ توسط دکتر شهرام حسامي عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيراز تهیه شده است. در این وبلاگ اطلاعات، اخبار و تصاویری در مورد حشرات و علم حشره شناسی ارائه می گردد. علاقمندان مي توانند مطالب خود را ارسال كنند تا با نام خودشان در وبلاگ قرار داده شود.