"ر" مثل "رجبی"
حدود 15 سال پیش و برای اولین بار در مصاحبه بورسیههای وزارت کشاورزی دیدمش؛ پر انرژی و بی قرار! بعد آشنایی با کتابها و البته خودش! به "ترجمه خوانی" عادت کرده بودیم؛ به عبارت دیگر ترجمهی مطالب خارجی (چه به عنوان کتابهای تالیفی و چه به عنوان ترجمه)!
او این عادت را بر هم زد. روش تدریس دروس مربوط به آفات در دانشگاهها واقعاً کسل کننده بود (و هست؟) اما رجبی در سه جلد کتاب مربوط به "حشرات زیان آور درختان میوه سردسیری ایران" ماهیت اکولوژیک آفات را نشان داد. او در این مجموعه ثابت کرد که میشود بر اساس پژوهشهای بومی نیز کتاب نوشت و لازم نیست فقط از نمودارهای دست چندم منابع خارجی استفاده کرد. کتاب بی نظیر "اکولوژی سنهای زیان آور گندم و جو در ایران" که در سال 1379 به چاپ رسید سرشار از اطلاعات مهم و کاربردی در مورد سنهای غلات و به ویژه سن گندم به عنوان آفت درجه یک این محصول استراتژیک است. کتاب، داستان گونه است و به سختی میتوان وقتی خواندنش را شروع کنید آنرا کنار بگذارید. ناگفته پیداست مطالب کتاب، حاصل مرارتهایی است که غلامرضا رجبی برای چرائی بسیاری از سئوالات اساسی کشیده است. سفرهای متعدد به بسیاری از نقاط کشور و از جمله دشت و کوههای ورامین نمونهای از این مصائب است. او هوشمندانه فرضیههایی را مطرح و سپس با طراحی آزمایشهایی تلاش دارد فرضیهها را رد یا قبول کند. رهیافت علمی رجبی ویژه خودش است و شخصاً به این رهیافت هوشمندانه حسادت میکنم! اگر بخواهیم برچسپ تخصصی به او بچسپانیم، ناگزیر، اکولوژیست است اما مگر میشود از تسلط ستودنیاش در شناسایی سنها، سخت بالپوشان و بسیاری دیگر از گروههای حشرات چشم پوشید. به علاوه او یک هنرمند نیز بود. کافی است به شکلهایی که با امضای خودش در کتابهایش وجود دارد نگاه کنید!
غلامرضا رجبی در کتاب "اکولوژی حشرات" نشان داد تا چه اندازه به ریاضی و آمار مسلط است و چگونه مدلها را به خوبی میشناسد. در این کتاب خواننده متوجه میشود که کارهای مربوط به سن گندم تنها بخشی از فعالیتهای وی بوده است و جنبههای بیشتری از دانش رجبی در مورد حشرات ایران نمایان میشود.
آخرین کتاب دکتر رجبی (تا جایی که اینجانب اطلاع دارم)، "مهار بنیادی سن گندم" است که در سال 1386 چاپ شده است. در این کتاب علل طغیانهای دورهای سن گندم به صورت جامع و البته هوشمندانه بررسی شده است. رجبی در این کتاب به صورت دانشمندی جستجوگر و کنجکاو ظاهر میشود.
اوایل سال 1389 در مورد پایان نامه کارشناسی ارشد یکی از دانشجویان تلفنی با غلامرضا رجبی صحبت کردم. همان آدمی بود که برای اولین بار دیده بودم! پرشور و پر انرژی! بدون شک حافظه جامعه گیاهپزشکی ایران، اسطورهای به نام غلامرضا رجبی را فراموش نخواهد کرد. صحبت در مورد این مرد بزرگ زیاد است و البته دشوار. احتمالاً سه ویژگی مهم او را از اغلب همسالان خود متمایز کرده است: تکیه بر جمعآوری دانش بومی، حس کنجکاوی کودکانهای که در سنین بالا نیز با خود داشت و توان و انرژی بالای ذاتی.
در این نوشته به عمد نخواستم رجبی را "دکتر"، "استاد"، "پروفسور"، "زندهیاد" و ... بنامم، او فراتر از این القاب است. همچنانکه روی جلد کتابهایش "غلامرضا رجبی" است، بی کم و کاست! به زعم اینجانب او در کنار استاد بزرگی همچون "مرتضی اسماعیلی" از سرمایههای جبران ناپذیر جامعه علمی کشور بزرگ ایران به شمار میروند. به سختی میشود از حشرهشناسی ایران سخن گفت و نام این دو بزرگ را نیاورد. آنان عاشقانه به دانش کشور خدمت کردند بیآنکه آنچنانکه باید در زمان حیاتشان از آنان تقدیر شود.
از خداوند متعال، آرامش ابدی برای روح بلند دکتر رجبی آرزومندم.
این وبلاگ توسط دکتر شهرام حسامي عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيراز تهیه شده است. در این وبلاگ اطلاعات، اخبار و تصاویری در مورد حشرات و علم حشره شناسی ارائه می گردد. علاقمندان مي توانند مطالب خود را ارسال كنند تا با نام خودشان در وبلاگ قرار داده شود.