دكتر بهزاد قره ياضي، رئيس انجمن علوم زراعت و اصلاح نباتات كشور در پاسخ به اين سوال مي گويد كه پيش از توليد اولين نمونه هاي تراريخته در دنيا در سال 1996، مطالعه براي توليد برنج تراريخته در ايران، در سال 1995 آغاز شد و به مرحله توليد آزمايشگاهي رسيد. اين براي اولين بار بود كه اين محصول در دنيا توليد مي شد، اما كارشكني ها موجب شد ارائه اين محصول به بازار تا سال 2004 طول بكشد.
    وي كه خود توليد كننده اين محصول است و او را پدر برنج تراريخته دنيا ناميده اند، اظهار مي كند: وقتي دانشجوي كارشناسي ارشد زراعت در دانشگاه گيلان بودم، رنج شاليكاران بويژه زنان و دختران هنگام كاشت برنج و مبارزه با علف هاي هرز آزارم مي داد. آن ها مجبور بودند در شرجي ترين روزهاي سال، كاشت و داشت برنج را در مزارعي انجام دهند كه آبياري آن به شكل غرقاب بود و دست و پاي شاليكاران بايد در آب و گل كار مي كرد؛ آبي كه سموم شيميايي خطرناكي در آن ريخته مي شد تا علف هاي هرز و آفات كنترل شود.
    مشقت بارترين دوره فعاليت شاليكاران، زمان حمله كرم ساقه خوار به شاليزارها بود كه موجب خسارت فراواني مي شد و همه زحمات آن ها را به باد مي داد. اين بود كه با خود عهد كردم شرايطي براي آسان كردن كار شاليكاران فراهم كنم تا با زحمت كمتر، محصولي بيشتر و سالم تر برداشت كنند.
    اكنون در ايران حدود 650 هزار هكتار از ارضي زير كشت برنج قرار دارد كه براي كنترل كرم ساقه خوار در همه شاليزارها از سم خطرناك ديازينون استفاده مي شود. اين سم به راحتي در آب حل شده و از درون ريشه، جذب گياه مي شود و كرم ساقه خوار را در ساقه مي كشد؛ سپس به مسير حركت خود ادامه مي دهد و با تجمع در دانه برنج، به مصرف انسان مي رسد كه اگر بقاياي سمومي در گياه بيش از حد باشد، مشكل ايجاد مي كند. از سوي ديگر اين سم وقتي در شاليزار پخش مي شود ، زنان و دختران كشاورز را به پيري زودرس و پوكي استخوان مبتلامي كند و دوران ميانسالي و سالمندي دردناكي خواهند داشت.
    
    دوران شكوفايي و توسعه مهندسي ژنتيك در ايران
    دكتر قره ياضي مي گويد: استفاده از فناوري بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك براي حل اين مشكلات، سال ها در حد رويا بود اما بالاخره امكان آن فراهم شد تا بتوان صفات مطلوب مانند مقاومت به آفات را از موجودات ديگر به برنج منتقل كرد و در موسسه بين المللي تحقيقات برنج (IRRI) به اين دانش دست پيدا كردم. بنابراين براي نخستين بار در دنيا پروتئيني توليد شد كه علاوه بر داشتن فوايد متعدد براي انسان، كرم ساقه خوار را هم از برنج دور مي كرد. سپس اين پروتئين به يكي از برنج هاي معروف ايراني منتقل و اين برنج بعدها به عنوان برنج ضد آفت يا تراريخته در ايران شناخته شد.
    توليد برنج تراريخته بلافاصله از سوي جامعه جهاني مورد تقدير قرار گرفت و در سال هاي 1995 و 96 ميلادي جوايز بين المللي متعددي به خود اختصاص داد. در عوض با دستور رئيس وقت دانشگاه عذرم خواسته شد. پس از آن با درخواست مسئولان موسسه بين المللي تحقيقات برنج و موافقت دكتر عيسي كلانتري، وزير وقت كشاورزي براي تكميل تحقيقات و با درجه فوق دكترا به موسسه تحقيقات برنج در فيليپين اعزام شدم سپس در سال 1378 به ايران برگشتم و وزير وقت كشاورزي با توجه به اهميت علم مهندسي ژنتيك و دستيابي به توليد برنج تراريخته، موسسه تحقيقات بيوتكنولوژي كشاورزي را پايه گذاري كرد تا اين مركز علاوه بر اصلاح كيفيت برنج، براي توليد ساير محصولات دانش بنيان با كيفيت برتر هم اقدام كند.
   
    ايران نخستين توليد كننده برنج تراريخته
    به گفته وي اين موسسه بعدها به پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي تبديل و در سال 83 شعبه هاي اصفهان و تبريز آن افتتاح شد.شعبه رشت هم آماده افتتاح بود و بسترسازي مناسبي براي راه اندازي شعبه هاي مشهد، همدان و فارس هم صورت گرفته بود. در مدت فعاليت اين پژوهشكده محصولاتي چون پنبه، چغندر قند، كلزا، سيب زميني، ذرت و عدس در مرحله آزمايشگاهي توليد شد. اما برنج تراريخته تنها محصولي بود كه توليد آن طي 6 سال، تا كشت در مزرعه و مراحل توسعه اي تحقيقات پيش رفت و اين محصول از جنبه آناليز احتمال خطر، جنبه زيست محيطي، تاثير روي تنوع زيستي، تاثير روي سلامت انسان و دام مورد تحقيقات ميداني مفصلي قرار گرفت.
    در نهايت در سال 1383 كه مصادف با سال بين المللي برنج بود، بنا به دعوت حجتي، وزير وقت جهاد كشاورزي، دكتر عارف، معاون اول رئيس جمهور وقت برنج تراريخته را به شكل سمبليك از مزارع تجاري بزرگ برداشت كردند. در سال 1384 هم اين محصول در 4 استان گيلان، مازندران، گلستان و كهگيلويه و بويراحمد به صورت تجاري كشت شد و كشاورزان زيادي با رضايت خاطر از اين كه ديگر از سم در مزرعه استفاده نمي كنند و محصولشان از بين نمي رود، به توسعه كشت پرداختند.
   
    چه به روز اين دانش آمد
    در همين سال و در اوج فعاليت هاي پژوهشكده، با دولتي مواجه شديم كه با توسعه علمي كشور سر ستيز داشت. وزير وقت جهاد كشاورزي و... در حوزه بيوتكنولوژي به محض روي كار آمدن، 120تن برنج تراريخته را كه به شكل بذري و با روش علمي تهيه شده بود در انبار متروكه اي جمع كردند و تحت شرايط هوايي نامناسب و نمور و كاملاً غيرعلمي نگهداري و در نهايت خوراك موش ها و پرنده ها كردند. همچنين آن ها ضمن متوقف كردن همه پژوهش ها، عليه من پرونده سازي كردند تا از پژوهشگران موسسه زهرچشم بگيرند و با ايجاد وحشت، مانع توسعه اين فناوري شوند.
    به خاطر همين كارشكني ها، در سال 1391 كه سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني نام گرفته بود، ايران 16ميليارد دلار محصولات كشاورزي وارد كرد كه 5 ميليارد دلار آن به واردات محصولات تراريخته اختصاص داشت و ركورد تاسف آور و بي سابقه اي را رقم زد؛ در حالي كه كشور ما مي توانست يكي از بزرگترين توليدكنندگان اين محصولات باشد. فعاليت كشوري كه در سال 83 نامش به عنوان اولين كشور توليد كننده برنج تراريخته جهان ثبت شد و براي نخستين بار در منطقه خاورميانه يك محصول تراريخته را به كشت تجاري رساند، متوقف شد اما امروز بوركينافاسو، سودان، ميانمار، بنگلادش، فيليپين، مصر و پاكستان، همه در علم محصولات تراريخته از ما جلوتر هستند.
    پاسخگوي اين عقب ماندگي ها كه به تاييد معاونت علم و فناوري وقت رسيده، كيست؟ جالب است كه با اين وجود اكنون مي شنويم شوراي عالي انقلاب فرهنگي بنا دارد از عامل اين واقعه به خاطر توسعه علمي تقدير كند. در حالي كه اين افراد بايد پاسخگوي عقب ماندگي كشور در مهندسي ژنتيك كشاورزي باشند.
    به عقيده وي دولت تدبير و اميد بايد دست كم 8 سال تلاش كند تا بلكه بتواند شرايط كشور را به سال 84 برگرداند.
    خوشبختانه دولت تدبير و اميد، مسئولاني را انتخاب كرده كه پشتيبان توسعه علمي كشور هستند و فارغ از گرايش هاي سياسي و براساس شايسته سالاري گزينش شده اند؛ بنابراين با پيامي كه دكتر روحاني به همايش بيوتكنولوژي كشور دادند و تاكيدي كه ايشان بر استفاده از مهندسي ژنتيك كردند و از آن به عنوان يك الزام و انتخاب دلپذير ياد كردند، ما اميدواريم با تغييرات بنيادي و ساختاري، مشكلات حل شود.
    جاي اميدواري است كه توليد محصولات تراريخته در برنامه كار مهندس محمد حجتي، وزير جهاد كشاورزي قرار دارد و در آينده شاهد توليد اين محصولات در كشور خواهيم بود.
   

روزنامه ايران، شماره 5499 به تاريخ 9/8/92، صفحه 14 (جامعه)